<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">

<channel>
<title>One Click For Ever</title>
<link>http://weblog.azemat.com/</link>
<description>روزنوشتهای امير عظمتی درباره كامپيوتر، اينترنت و خودش!</description>
<dc:creator>azemati@gmail.com</dc:creator>
<dc:rights>Copyright 2008</dc:rights>
<dc:date>2008-07-14T17:12:36+03:30</dc:date>
<admin:generatorAgent rdf:resource="http://www.movabletype.org/?v=3.34" />
<admin:errorReportsTo rdf:resource="mailto:azemati@gmail.com"/>
<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>

<item>
<title>فواید چای سیاه</title>
<link>http://weblog.azemat.com/other/benefits-of-black-tea.php</link>
<description>همانطور که می‌دانید چای در سراسر جهان به سه شکل چای سیاه (Black Tea)، چای سبز (Green Tea) و چای سفید (White Tea) عرضه می‌شود. متداول ترین آن چای سیاه است که در ایران زیاد مصرف می‌شود. حقایق زیر در مورد چای سیاه است. - مشخص شده است که از نظر میزان تاثیر آنتی اکسیدان (خاصیت ضد سرطان) دو فنجان چای با 20 لیوان آب سیب یا 4 لیوان آب پرتقال برابری می‌کند. - عصاره چای حاوی کلروفرم٬ کافئین و غیره بوده که باعث کاهش شانس بوجود آمدن تومور می‌شود. - رنگدانه‌های چای همچنین بیماری‌های عروقی را کاهش می‌دهند. بیش...</description>
<guid isPermaLink="false">7191@http://weblog.azemat.com/</guid>
<content:encoded>
<![CDATA[<p>همانطور که می‌دانید چای در سراسر جهان به سه شکل چای سیاه (Black Tea)، چای سبز (Green Tea) و چای سفید (White Tea) عرضه می‌شود. متداول ترین آن چای سیاه است که در ایران زیاد مصرف می‌شود. حقایق زیر در مورد چای سیاه است.</p>

<p>- مشخص شده است که از نظر میزان تاثیر آنتی اکسیدان (خاصیت ضد سرطان) دو فنجان چای با 20 لیوان آب سیب یا 4 لیوان آب پرتقال برابری می‌کند.</p>

<p>- عصاره چای حاوی کلروفرم٬ کافئین و غیره بوده که باعث کاهش شانس بوجود آمدن تومور می‌شود.</p>

<p>- رنگدانه‌های چای همچنین بیماری‌های عروقی را کاهش می‌دهند. بیش از اینها٬ پلی فنل موجود در چای باعث قوی‌تر شدن دیواره های عروق و همچنین تنظیم قدرت انتقال دهنده‌گی عروق می‌شود.</p>

<p>- نکته‌ای جالب در مورد چای، وجود فلوراید در آن است که باعث محافظت از دندان‌ها می‌شود.</p>

<p>- مصرف چای برای سلامتی قلب مفید است.</p>

<p>- نتایج اخیرا منتشر شده آزمایشات پزشکی نشان می‌دهد مصرف روزانه پنج بار چای باعث کاهش کلسترل LDL (کلسترل بد) به میزان 11.1 درصد می شود و کلسترول کلی (TC) تا 6.5 درصد کاهش پیدا می‌کند.</p>

<p><a href="http://www.basirtea.com/"><strong>چای بصیر</strong></a></p>

<p>تهیه شده توسط: <a href="mailto:behneshat at gmail.com">حسین به نشاط</a></p>
<br />


<b><a href="http://weblog.azemat.com/other/benefits-of-black-tea.php#comments" title="Comment on: فواید چای سیاه"> &#1606;&#1592;&#1585;&#1575;&#1578;</a></b>: 0 &#1593;&#1583;&#1583;<br />


</description>
]]>

</content:encoded>
<dc:subject>سایر</dc:subject>
<dc:date>2008-07-14T17:12:36+03:30</dc:date>
</item>
<item>
<title>تعدادی از کاریکلماتور های پرویز شاپور</title>
<link>http://weblog.azemat.com/interesting/parviz-shapoor-karikalamator.php</link>
<description>مادر «شاپور» می‌گفت: «60 سال بچه بزرگ کردم، یک کلمه حرف حسابی از دهانش نشنیدم.» ولی همین حرف‌های ناحساب شاپور که با اسم «کاریکلماتور»، از مجموعه ها و جنگ های هنری و ادبی سر در می‌آورد، از بهترین و طنازانه ترین ستون های این مجلات بود. این کاریکلماتور است که اسم شاپور را به ادبیات مدرن ایران سنجاق کرده. در زیر چند نمونه از کارهای شاپور را می خوانیم: - بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم. - زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود. - باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به...</description>
<guid isPermaLink="false">7151@http://weblog.azemat.com/</guid>
<content:encoded>
<![CDATA[<p>مادر «شاپور» می‌گفت: «60 سال بچه بزرگ کردم، یک کلمه حرف حسابی از دهانش نشنیدم.» ولی همین حرف‌های ناحساب شاپور که با اسم «کاریکلماتور»، از مجموعه ها و جنگ های هنری و ادبی سر در می‌آورد، از بهترین و طنازانه ترین ستون های این مجلات بود. این کاریکلماتور است که اسم شاپور را به ادبیات مدرن ایران سنجاق کرده. در زیر چند نمونه از کارهای شاپور را می خوانیم:</p>

<p><br />
- بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم.<br />
- زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.<br />
- باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد.<br />
- قطره باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد.<br />
- فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.<br />
- جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.  <br />
- بلبل مرتاض روی گل خار دار می نشیند.<br />
- برای مردن عمری فرصت دارم.<br />
- در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.<br />
- قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست.<br />
- رد پای ماهی نقش بر آب است.<br />
- گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند.<br />
- اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.<br />
- به عقیده گیوتین سر آدم زیادی است.<br />
- با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم.<br />
- با سرعتی که گربه از درخت بالا می رود، درخت از گربه پایین می آید.<br />
- وقتی تصویر گل محمدی در آب افتاد ، ماهی ها صلوات فرستادند.</p>
<br />
<p>- ستارگان سکه هایی هستند که فرشتگان در قلک آسمان پس انداز کرده اند.<br />
- دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند.<br />
- پرگاری که اختلال حواس پیدا می کند بیضی ترسیم می کند.<br />
- با اینکه گل های قالی خارندارند ، مردم با کفش روی آن پا می گذارند.<br />
- آب به اندازه ای گل آلود بود که ماهی ، زندگی را تیره و تار میدید.</p>

<p>منبع: حسین احتسابی، همشهری جوان، شماره 167</p>

]]>

</content:encoded>
<dc:subject>مطالب جالب و خواندنی</dc:subject>
<dc:date>2008-05-31T16:35:49+03:30</dc:date>
</item>
<item>
<title>آشنایی مختصر با jQuery</title>
<link>http://weblog.azemat.com/learning/learning-jquery-in-persian.php</link>
<description>امروزه دنياي وب محيطي ديناميک است و کاربران از استانداردهاي بالايي براي طراحي و عملکرد سايت‌هايشان استفاده ميکنند. طراحان هم از ابزار مختلف جاوا اسکريپت منجمله jQuery براي اتوماسيون عملکردهاي مشترک، جذابيت و ساده سازي عملکردهاي پيچيده بهره ميبرند. يکي از دلايل محبوبيت استفاده از jQuery قابليت آن در کمک طيف وسيعي از عمليات مختلف است. به همين دليل ممکن است فکر کنيد که پس يادگيري jQuery بايد مشکل باشد اما اين سيستم صرفا تشکيل شده است از يکسري ايده هاي فرض گرفته شده از ساختار HTML و CSS است. فریم‌ورک چیست!؟ فریم‌ورک در اصل محیطی است که برای یک...</description>
<guid isPermaLink="false">7136@http://weblog.azemat.com/</guid>
<content:encoded>
<![CDATA[<p>امروزه دنياي وب محيطي ديناميک است و کاربران از استانداردهاي بالايي براي طراحي و عملکرد سايت‌هايشان استفاده ميکنند. طراحان هم از ابزار مختلف جاوا اسکريپت منجمله jQuery براي اتوماسيون عملکردهاي مشترک، جذابيت و ساده سازي عملکردهاي پيچيده بهره ميبرند. يکي از دلايل محبوبيت استفاده از jQuery قابليت آن در کمک طيف وسيعي از عمليات مختلف است. به همين دليل ممکن است فکر کنيد که پس يادگيري jQuery بايد مشکل باشد اما اين سيستم صرفا تشکيل شده است از يکسري ايده هاي فرض گرفته شده از ساختار  HTML و CSS است.</p>

<div class="bodyti">فریم‌ورک چیست!؟</div>
فریم‌ورک در اصل محیطی است که برای یک زبان برنامه نویسی خاص ایجاد می‌شود و شما از آن محیط استفاده می کنید تا کار برایتان آسان‌تر شود.

<div class="bodyti">jQuery چیست!؟</div>
در یک کلام، jQuery یک کتابخانه جاوا اسکریپت است که انجام یک سری کارها را برای شما بسیار آسان می‌کند و همچنین یک سری امکانات از پیش آماده شده را به شما اراده می‌دهد.

<div class="bodyti">jQuery چکار مي کند؟</div>
زبان برنامه نویسی JavaScript ، یک زبان برنامه نویسی خیلی پیچیده و گسترده است و یادگیری کامل آن به زمان و حوصله خیلی زیادی نیاز دارد. jQuery  فریم‌ورکی که بر اساس زبان برنامه نویسی جاوا اسکریپت ایجاد شده است. به زبان ساده می‌توان گفت، برنامه نویس با استفاده از زبان برنامه نویسی جاوا اسکریپت، یک سری قائده و قانون تعریف کرده است و یک دستور زبان جدید ساخته که شما با آن قواعد یه کد به مراتب بسیار ساده‌تر می‌نویسید، سپس آن فایل فریم‌ورک دستورات شما را به دستورات استاندارد جاوا اسکریپت ترجمه می کند و سپس آن ها را اجرا می‌کند. همراه با یک مثال ساده، توضیح بیشتر ارائه می‌شود:

<p>مثلا زبان فارسی را در نظر بگیرید که بسیار گسترده است. حال  ما درنظر داریم یه کتاب کوچک بنویسم و برای 2000 لغت پرکاربرد زبان فارسی علامت های اختصاری در نظر بگیریم، به عنوان مثال برای لغت «در» یک معادل در نظر می‌گیریم:</p>

<p>در  = ^-^</p>

<p>با این علامت های اختصاری ما می توانیم کلمات و جملات خاصی را به صورت خیلی مختصیر و مفید بنویسیم. حال اگر یک متن را با این علامت های اختصاری بنویسیم و آن کتاب مرجع را نیز در اختیار شخص ثالثی قرار دهیم، آن شخص می تواند علامت ها را دیده و با مراجعه به کتاب مرجع، متن اصلی را مشاهده کنید. کار JQuery هم در واقع به همین صورت است. جی کوئری یک فایل javascript چند هزار خطی هست که در آن یک سری کارهایی که طراحان وب با جاوا اسکریپت انجام میدادند را، خلاصه کرده است. به عنوان مثال برای مخفی کردن یک DIV کافی است که به اندازه  یک نیم خط کد بنویسم (در حالی که قبلا باید ده‌ها خط کد جاوا اسکریپت برای این کار نوشته می‌شد) خود فایل JQuery در واقع حکم همان کتاب مرجع را دارد. به همین خاطر است که اگر شما فایل اصلی جی کوئری را به صفحه لینک نکنید و دستورات خودتان را بر اساس قوانین جی کوئری بنویسید، اتفاقی نمی‌افتد و در واقع دستوران برای شما کار نخواهند کرد. (چون در این حالت دستورات هست ولی کتاب مرجع نیست که مرورگر وب بفهمد هر دستور چه معنایی می‌دهد) البته باید در نظر داشت که خود فریم ورک‌ها هم محدودیت دارند، چون کل یک زبان برنامه نویسی را پوشش نمی‌دهند و یا گاها سنگین هستند (چون مثلا ما به همه توابع داخل یه فریم‌ورک احتیاجی نداریم (در مورد مثال کتاب مرجع هم ممکن است کسی به همه 2000 لغت احتیاجی نداشته باشد)</p>

<p><b>در استفاده از JQuery ما دو تا فایل خواهیم داشت:</b></p>

<p>- یک فایل، خود فایل JQuery می‌باشد که باید در ابتدا به صفحه مورد نظر ما لینک شود.<br />
- فایل دوم فایل JS ای هست که دستورات ما بر اساس قوانین Jquery داخلش نوشته شده است. (البته می‌تواند این دستورات را در داخل کدهای صفحه نیز قرار داد و یک فایل جداگانه نداشت)</p>
<br />
<p>jQuery نوعي عملکرد چند منظوره و مشترک براي انجام عمليات جاوا اسکريپت در اختیار کاربر مي گذارد. ماهيت بالنده و دايما در حال رشد jQuery (به دليل افزوده شدن دائمي پلاگین‌های مختلف به آن) چنان است که تشريح فوايد استفاده از آن، در يک مقاله ممکن نباشد. اما ميتوان مختصري درباره ويژگي‌هاي کليدي jQuery در زير اشاره کرد:</p>

<p>- ايجاد امکان دسترسي به بخشهايي از يک صفحه بدون نياز به ابزارهاي جاوا اسکريپت و عدم نياز به کد نويسي هاي زياد.</p>

<p>- جی کوئری مکانيسم سريع و موثري براي جستجو ، يافتن و انتخاب بخشهاي مورد نظر از يک صفحه را بدون نياز به ابزار جاوا اسکريپت، در اختيار ما قرار ميدهد.</p>

<p>- امکان تغيير ظاهر يک صفحه؛ البته CSS ابزار قدرتمندي در تغيير صفحات بما ميدهد اما قادر به انجام اينکار در مرورگرهاي مختلف که استانداردهاي متفاوتي دارند، نيست. اما  جی کوئری براحتي ميتواند هر نوع مرورگري را ساپورت کند و حتي قادر است که مختصات ويژه صفحات وب را، حتي بعد از دستکاري و تغيير ساختاري و ظاهر، دوباره تغيير دهد. </p>

<p>- جی کوئری نه تنها تغييرات ظاهري و ناچيز را، بلکه صرفا با چند کليک ساده، می‌تواند محتواي صفحات مورد نظر کاربر را هم تغيير کلي بدهد و مثلا متن يا عکسي را تغيير داده و يا تصوير يا ليستي را درون متنهاي آن صفحه اضافه و يا از آن حذف کند. حتي ميتواند تمام ساختار HTML صفحات را کاملا تغيير دهد.</p>

<p>-  يکي از امکانات کتابخانه جی کوئری کنترل و جلوگيري از اتفاقات غيرمنتظره ايست که بهنگام کليک کردن يک کاربر بر يک لينک رخ ميدهند و مثلا باعث کند شدن يا درهمريختگي مرورگرها ميشوند. ابزار event-handler در جی کوئری اين وظيفه را بسادگي و بدون نياز به استفاده از جاوا اسکريپت انجام ميدهد. </p>

<p>-  افزودن انيميشن (Fade) به يک صفحه؛ کسب فيدبک از (يا به) کاربران، امري بسيار مهم است و جی کوئری اين ويژگي را بسادگي با استفاده از امکاناتي همچون Fade و غيره بما ميدهد.</p>

<p>- کسب طالاعات از يک سرور بدون نياز به ريفرش کردن آن صفحه (که اصطلاحا به آن AJAX مي‌گويند) جی کوئری اينکار را بدون نياز به دانستن مختصات ويژه هر سرور و صرفا با مراجعه مستقيم به نتايج آن صفحه (محتويات سرور) انجام ميدهد.</p>

<p>- ساده سازي عملکردهاي مشترک / تکراري جاوا اسکريپت : جی کوئری علاوه بر انجام بسيار ساده تغييرات کلي در متن و ظاهر صفحات وب، حتي قادر به ساده تر کردن عمليات ساختار سازي همچون Iteration And Array Manipulation هم هست. </p>

<p></p>

<div class="bodyti">آیا jQuery نوآوری‌های خاصی هم داشته است؟</div>
بله، در زیر به چند مورد اشاره می‌شود؛

<p>-  کد نویسی بر اساس دستور زبانی که jQuery ایجاد کرده، خیلی ساده است و در کمترین تعداد خط می‌توان بیشترین تغییرات را در صفحه ایجاد کرد.</p>

<p>- جی کوئری کاملا Unobtrusive می‌باشد یعنی شما هیچ کد جاوا اسکریپتی را داخل کدهای XHTML وارد نمی کنید. از این نظر کدهای شما کاملا مجزا از هم و مرتب خواهد بود و از طرفی وقتی JS روی مرورگر فعال باشد، کدهای شما اجرا میشود ولی اگر JS فعال نباشد، هیچ مشکلی برای سایت شما پیش نمی‌آید و سایت همچنان برای کاربر قابل استفاده خواهد بود.</p>

<p>- در jQuery تگها را میتوان بر اساس همان قواعد CSS انتخاب نمود.</p>

<p>به عنوان مثال وقتی می‌خواهیم یه تگ a را که داخل یه div با آیدی amir می‌باشد، انتخاب کنیم، به این صورت عمل می‌کنیم:</p>

<div style="text-align:left;direction:ltr">
div.amir a {<br>
....<br>
}<br>
</div>

<p>به عنوان مثال همین تگ a را در داخل jQuery به این صورت انتخاب می‌کنیم:</p>

<div style="text-align:left;direction:ltr">$(document).ready(function() {<br>
$("div.amir a")<br>
});<br>
</div>

<p>- هر مرورگر به یک شکل کدهای JS را تفسیر میکند. جی کوئری محیطی را فراهم کرده است که شما اصلا ذهنتان مشغول این قضیه نشود و مطمئن باشید که کدی که می‌نویسید در همه مرورگرها و IE نسخه 6 به بعد به درستی کار خواهد کرد.</p>

<div class="bodyti">چرا jQuery بهتر از ساير ابزارها است؟</div>
در سالهاي اخير افزايش گرايش به HTML باعث افزايش کارايي پکيج هاي Framework هاي جاوا اسکريپتي شده، بعضي پکيج ها عمليات خاص و محدود و بعضي ديگر کارهاي انيميشن و غيره را تسهيل مي کنند. اما جی کوئری سعي مي کند تا تمام اين حوزه ها را پوشش دهد؛

<p>- ارايه و شناسايي و تغيير مختصات صفحات وب، متضمن آشنايي طراحان وب با کدها و خطاهاي مربوط به CSS و ... است ولی جی کوئری اين کار را براي طراحان آسانتر نموده است.</p>

<p>- ساپورت هاي Extension در جی کوئری طوري تنظيم شده اند که پلاگینها را ميتوان بسادگي اضافه يا حذف نمود و ساختار دروني  Basic jQuery طوري نوشته شده که بهنگام دانلود براحتي براي ساير آيتم هاي صفحه وب قابل شناسايي اند و براحتي با ايجاد  ماژول‌هاي ساده ميتوان تغييرشان داد.   </p>

<p>- يکي از مشکلات طراحي و طراحان وب همانا متفاوت بودن پيش شرط ها و مختصات مرورگرها و عدم هماهنگي آنها با يکديگر و يا با نرم افزار هاي جديد است. جی کوئری قادر است که با هر مرورگري کار کرده و با کاهش کدها و ساده سازي کار را آسانتر کند. </p>

<p>- با استفاده از تکنيک Implicit Iteration قادر خواهيد بود که بسياري از لوپ ها را بصورت دسته جمعي  (و نه تک به تک) بررسي و در وقت صرفه جويي کرده و بدين ترتيب نياز به کدنويسي طولاني نداشته باشيد.</p>

<p>- jQuery از متد برنامه نويسي خاصي بنام Chaining براي تک خطي کردن فرمان‌ها استفاده ميکند، بهمين دليل ما ديگر نيازي به تکرار فرمانها و ماژولها نداريم.</p>

<p>- اين استراتژيها باعث کاهش کدها و کمپرس شدن کل پکيج jQuery به تقريبا 20KB شده اما در عين حال تمامي نيازهاي کاربر را هم برطرف ميسازد.</p>

<div class="bodyti">دانلود jQuery</div>
برای دانلود جی کوئری و کسب اطلاعات بیشتر راجع به این کتابخانه مفید جاوا اسکریپت کافی است به سایت رسمی آن سری بزنید و براحتی آن را دانلود نمایید.
<a href="http://www.jquery.com">www.jquery.com</a>

<p><strong>منبع:</strong><br />
- بخشی‌هایی از کتاب Learning JQuery ترجمه شده توسط <a href="http://ardal.blogfa.com">اکبر.ش</a><br />
- <a href="mailto:amirabbas.abdolali at gmail.com">امیرعباس عبدالعلی</a></p>

]]>

</content:encoded>
<dc:subject>آموزشی</dc:subject>
<dc:date>2008-05-22T11:47:39+03:30</dc:date>
</item>
<item>
<title>وقتی ایران اجاره شد</title>
<link>http://weblog.azemat.com/other/sepah-bank-constitution.php</link>
<description>بارون ژولیوس دو رویتر؛ این اسم کسی بود که قرار بود در ازای وامی که به ناصرالدین شاه می‌دهد، برای 60 سال کل ایران را اجاره کند. ماجرای قرارداد رویتر هم مثل قضیه تنباکو با مخالفت علما لغو شد اما چندتایی یادگاری هم برای ما گذاشت؛ چیزهایی مثل نفرت مردم از قاجار و زمینه‌سازی انقلاب مشروطه یا چیزهایی مثل اسم همان لرد انگلیسی که باید در کتاب تاریخ‌مان زیرش خط می‌کشیدیم و حفظش می‌کردیم. جالب است بدانید که یکی از یادگاری‌های عجیب همین قرارداد، چیزی است که حالا هر شب هر شب آگهی‌هایش را می‌بینیم، بانک. طبق کلاهی که رویتر...</description>
<guid isPermaLink="false">7121@http://weblog.azemat.com/</guid>
<content:encoded>
<![CDATA[<p>بارون ژولیوس دو رویتر؛ این اسم کسی بود که قرار بود در ازای وامی که به ناصرالدین شاه می‌دهد، برای 60 سال کل ایران را اجاره کند. ماجرای قرارداد رویتر هم مثل قضیه تنباکو با مخالفت علما لغو شد اما چندتایی یادگاری هم برای ما گذاشت؛ چیزهایی مثل نفرت مردم از قاجار و زمینه‌سازی انقلاب مشروطه یا چیزهایی مثل اسم همان لرد انگلیسی که باید در کتاب تاریخ‌مان زیرش خط می‌کشیدیم و حفظش می‌کردیم.</p>

<p>جالب است بدانید که یکی از یادگاری‌های عجیب همین قرارداد، چیزی است که حالا هر شب هر شب آگهی‌هایش را می‌بینیم، بانک. طبق کلاهی که رویتر سر ناصرالدین‌شاه گذاشته بود، انحصار تشکیل بانک و چاپ اسکناس در ایران هم برای 60 سال به او واگذار شده بود. بعید است که شاه پیر، چیزی از مفهوم بانک فهمیده باشد اما به هر حال او زیر پای این برگه را مهر کرده بود و لرد زرنگ قصه، سال 1267 شمسی اولین بانک ایرانی را به اسم «بانک شاهی» تاسیس کرد و اسکناس 1 تومانی هم چاپ زد؛ منتهی این «بانک شاهی» ایران در ایران نبود و در لندن مستقر بود؛ پس خاندان قاجار و اشراف پول‌هایشان را می‌فرستادند لندن. این «بانک شاهیي» تا سال 1331 هم سرپا بود و بعد از چند بار تغییر اسم، آخرش شد «بانک انگلیس در ایران و خاورمیانه».</p>

<p>اما اولین بانک ایرانی‌ای که در خود ایران شروع به کار کرد، بانک سپه بود که اولین شعبه‌اش هم در رشت افتتاح شد. حق انحصاری چاپ اسکناس را هم بانک ملی در سال 1311 از بانک شاهی خرید. دولت هم از خداخواسته، بعد از 3 ماه اسکناس‌های بانک شاهی را از سیستم گردش پولی خارج کرد؛ یعنی همان اسکناس‌هایی که عکس شاه پیر و گول‌خورده قاجار، ناصرالدین رویشان بود.</p>

<p>منبع؛ مجله همشهری جوان، شماره 164، احسان رضایی.</p>
<br />


]]>

</content:encoded>
<dc:subject>سایر</dc:subject>
<dc:date>2008-05-08T14:45:14+03:30</dc:date>
</item>
<item>
<title>تاریخچه سیستم عامل لینوکس</title>
<link>http://weblog.azemat.com/linux/history-of-linux.php</link>
<description>تهیه و ترجمه: روزبه رزاز لینوکس (Linux)نام لینوکس «Linux» از &quot;Linux kernel&quot; برگرفته شده است. که در سال 1991 توسط لینوس توروالدز آغاز گردید. منافع و کتابخانه های سیستم از سیستم عامل GNU می آیند که در سال 1983 توسط ریچارد استالمن آغاز شد . مشارکت و مداخلۀ GNU دلیل نام حاصلۀ Linux / GNU است. لینوکس که در زمنیۀ کاربردش در سرورها بسیار مشهور است ، توسط ادغاماتی نظیر Dell ، هولت پاکارد، Sun Micro system , Red Hat, Oracle corporation, Novel, IBM حمایت می شود. Linux به عنوان یک سیتسم عامل برای میزان وسیعی از سخت افزارهای کامپیوتری...</description>
<guid isPermaLink="false">7045@http://weblog.azemat.com/</guid>
<content:encoded>
<![CDATA[<p>تهیه و ترجمه: <a href="mailto:roozbix@Gmail.com">روزبه رزاز</a><br />
<div class="bodyti">لینوکس (Linux)</div>نام لینوکس «Linux» از "Linux kernel" برگرفته شده است. که در سال 1991 توسط لینوس توروالدز آغاز گردید. منافع و کتابخانه های سیستم از سیستم  عامل GNU می آیند که در سال 1983 توسط ریچارد استالمن آغاز شد . مشارکت و مداخلۀ GNU دلیل نام حاصلۀ Linux / GNU است. لینوکس که در زمنیۀ کاربردش در سرورها بسیار مشهور است ، توسط ادغاماتی نظیر Dell ، هولت پاکارد، Sun Micro system , Red Hat, Oracle corporation, Novel, IBM حمایت می شود. Linux به عنوان یک سیتسم عامل برای میزان وسیعی از سخت افزارهای کامپیوتری به کار می رود، نظیر کامپیوترهای Desktop ، ابر کامپیوترها ، سیستم های بازی ویدئویی نظیر پلی استیشن 2 و پلی استیشن 3 ، بازیهای arcade متعدد و دستگاههای تعبیه شده نظیر تلفن های همراه و ردیاب ها.<br />
<div class="bodyti">تاریخچه</div>سیستم عامل UNIX در دهۀ 1960 پر بار شد وگسترش یافت و برای اولین بار در سال 1970 به بازار آمد .موجودیت وسیع و قابلیت جابجایی آن بدین معنا بود که مورد توجه قرار گرفته وتوسط موسسات دانشگاهی ، تجارتخانه ها و غیره با طرح خود که بر تولید گران سیستم های دیگر اثر می گذاشت کپی و اصلاح شد.<br />
ریچارد استالمن ، بنیانگذار طرح GNU ، که در سال 1984 آغاز به کار کرد ، هدف ایجاد یک سیستم نرم افزار کاملاً سازگار با NUIX را داشت که بطور کل از نرم افزار رایگان را داشت. در سال 1985 ریچارد استالمن بنیاد نرم افزار رایگان را بنا کرد و گواهینامۀ همگانی GNU ، را توسعه داد.( GNU GPL) بسیاری از برنامه های مورد نیاز در یک OS (نظیر کتابخانه ها ، همکاران ، ویرایشگرهای متنی ، یک UNIX Shell و یک سیستم پنجره ای ) در اوایل دهۀ 1990 کامل شدند ، گرچه عناصر سطح پایین نظیر device driver ها Daemon ها و kernel جایگاه نا تمام بودند. لینوس تور والذر گفته است که اگر kernel GNU در آن زمان موجود بود (1991) او تصمیم به نوشتن برنامۀ خود را اتخاذ نمی کرد.<br />
<div class="bodyti">MINIX</div>لینوس تور والذر ، خالق kernel  Linux بود. MINIX یک سیستم مشابه Linux  هدف استفادۀ دانشگاهی ایجاد شد، توسط آندرو. اس . تاننباوم در سال 1987 وارد بازار شد. در حالیکه رمز منبع برای سیستم موجود بود، اما اصلاح و توزیع مجدد آن با محدودیت روبرو  بود. (که امروز این گونه نیست) . به علاوه ، طرح 16 بیتی MINIX به طور مناسب برای طرح 32 بیتی ساختار Intel 386  بسیار ارزان و عمومی برای کامپیوترهای شخصی اتخاذ نگردید. در سال 1991، تور والذر آغاز به کار برروی یک جایگزین غیر تجاری برای MINIX کرد. در حالیکه در دانشگاه هلسینکی حضور می یافت. درنهایت این عمل به Linux kernel  ختم شد. در سال 1992، تاننباوم مقاله ای را به Usenet ارسال کرد که ادعا داشت Linux منسوخ است. در این مقاله ، وی از سیستم مذکور به جهت طرح یکپارچه آن و وابستگی و نزدیکی بسیارش به ساختار x86 آن انتقاد کرد و بنابراین چنانچه وی آنرا غیر قابل جابجایی یافت ،«یک اشتباه اساسی» نامید. او بیان کرد که افرادی که یک سیستم  عامل مدرن می خواهند باید دنبال سیستمی باشند که بر اساس الگوی micro kernel است. این نامه پاسخ تور والذر و کن تامسون یکی از بنیانگذاران UNIX را می طلبید که سبب مذاکره ای معروف در مورد طرحهای micro kernel و monolithic kernel  شد. Linux  در ابتدا به فضای کاربردی MINIX وابسته بود. با رمزی از سیستم رایگان و موجود GNU ، این بسیار مزیت داشت اگر می شد آنرا با یک OS تازه وارد استفاده کرد. رمزی که تحت اختیار GNU GPL مجاز می شد را می توان در طرحهای دیگر تا زمانی به کاربرد که آنها هم تحت همان مجوز مطابق عرضه شده باشند . برای ایجاد یک Linux Kernel مطابق با  اجزای طرح GUN ، تور والذر یک سوییچ را از گواهی اصلی خود ایجاد کرد که از توزیع مجدد تجاری آن جلوگیری می نمود به GNU GPL بود. توسعه گران Linux و GNU بر روی ادغام اجزای GNU با Linux  کار کردند تا یک سیستم عامل کاملاً عملکردی و آزاد را ایجاد کنند.</p>
<br />
<div class="bodyti">ادراک تجاری و عمودی</div>امروزه Linux  در حوزه های بیشماری کاربرد دارد، از سیستم های تعبیه شده گرفته تا ابر کامپیوترها و فضایی را در install ها . برقراری های سرور با تجهیزات کاربرد عمومی LAMP ایمن کرده است. تور والذر به  هدایت توسعه Kernel  ادامه می دهد . استالمن رئیس بنیاد نرم افزار رایگان است که سپس از اجزای GNU حمایت می کند در خاتمه، افراد و ادغامات اجزای شخص ثالث غیر GNU را توسعه می دهند این اجزای شخص ثالث ، مشمول یک میزان وسیع کار می شوند و بسیاری از آنها مقیاس ها و نمونه های Kernel و کاربردهای کاربران و کتابخانه ها را در بر دارند. فروشندگان و جامعه Linux Kernel ، اجزای GNU و اجزای غیر GNU را با نرم افزار مدیریت بسته بندی مضاعف به صورت توزیعات Linux ترکیب و توزیع می کنند.
<div class="bodyti">طرح</div>Linux یک سیستم عامل مشابه UNIX است و قسمت عمدۀ طرحش را از اصول برقرار شده در UNIX در طول دهۀ 1970 و 1980 اقتباس می کند.Linux  از یک Kernel یکپارچه و Linux Kernel  استفاده می کند که کنترل پردازش ، شبکه سازی و دستیابی های سیستم فایلی و جانبی را به عهده دارد. Device driver ها مستقیماً با  kernel آمیخته شده اند.
بیشتر عملکرد سطح بالاتر Linux توسط طرحهایی مجزای فراهم شده است که با kernel  سطح مشترک دارند.  Gnu user land یک بخش مهم بیشتر سیستهای Linux است کهUNIX tool, shell هایی را فراهم می کند که بسیاری از امور سیستم عامل اصلی را انجام می دهند. از همه مهمتر این ابزار یک سیستم Linux  را با سطح مشترک کاربر گرفیکی شکل می دهند که می تواند مورداستفاده قرار بگیرد و معمولاً در سیستم ویندوز عمل می کند.
<div class="bodyti">توسعه</div>تفاوت نخست بین Linux  و بسیاری از سیستم های عامل همزمان و معاصر عمودی دیگر این است که Linux kernel و اجزای دیگر نرم افزار منبع رایگان و آزاد هستند.Linux  تنها سیستم عاملی نیست که این شرایط را دارد،گرچه معروف ترین و پر کاربرد ترین نوع است. برخی از گواهی های نرم افزاری منبع آزاد و رایگان بر اساس اصل copy left  هستند، یک نوع عمل متقابل : هر اثری که از یک بخش copy left نرم افزار اتخاذ می شود هم باید خود copy left باشد. معروف ترین و رایجترین گواهی نرم افزاری آزاد ، GNU GPL برای Linux Kernel و بسیاری از اجزای طرح GNU به کار می رود. Linux به عنوان یک سیستم عامل که تحت رقابت با سیستم های عامل اصلی است ، نمی تواند بر یک مزیت انحصاری متکی باشد، برای این کهLinux  برای کاربران راحت باشد، هدف قابلیت عملکرد بینابین با سیستم های دیگر و استانداردهای محاسباتی ایجاد شده را دارد. سیستم های Linux  هر جا که ممکن باشد الحاق استانداردهای POSIX ،SUS ،ISO، ANSI می شوند، گرچه تا به امروز تنها یک توزیع POSIX.1 ,Linux  مجاز شده که Linux –FT است.

<p>طرحهای نرم افزاری رایگان گر چه به صورتی همکارانه توسعه یافتند اما اغلب به طور مستقل از هم ایجاد شده اند . با این وجود با این امر که مجوزهای نرم افزاری به طور صریح توزیع را مجاز می کنند، این امر برای طرحهای وسیعتر اساسی را ایجاد می کند که نرم افزار ایجاد شده توسط طرح های مستقل را جمع آوری کرده و آن را یکباره به شکل توزیع  Linux  موجود می سازد.</p>

<p>یک توزیع Linux  که عموماً "distro" نامیده می شود، طرحی است که بر جمع آوری دور دست نرم افزاری بر اساس Linux  مدیریت و برقراری یک سیستم عامل Linux  را تسهیل می کند. توزیعات توسط افراد ، تیمهای loose- knit ، سازمانهای داوطلبانه و نمایندگیهای تجاری حفظ می شوند . آنها شامل نرم افزار سیستم و نرم افزار کاربرد به صورت بسته بندی هایی می شوند ، و نرم افزار مخصوص توزیع برای برقراری اولیۀ سیستم و پیکره بندی و همچنین upgrade ها و برقراری های بسته بندی بعدی. یک توزیع مسئول پیکره بندی ناقص سیستم های Linux  نصب شده ، امنیت سیستم و به طور عمومی تر ، ادغام و هماهنگی بسته های نرم افزاری مختلف به طور منسجم است.<br />
<div class="bodyti">کپی رایت و نام گذاری</div>Linux kernel و بیشتر نرم افزارهای GNU توسط نسخۀ 2 مجوز عمومی GNU (GPL) مجاز می شوند. GPL  نیاز بدین دارد که هر کسی که Linux kernel را توزیع می کند باید کد منبع (هر گونه اصلاحیه) موجود را برای گیرنده توسط همان مورد ایجاد کند. در سال 1997، لینوکس تور والذر  گفت: "ایجاد Linux Gpld کاملاً بهترین کاری بود که تاکنون انجام داده ام" . اجزای کلیدی دیگر یک سیستم Linux  ممکن است از مجوزهای دیگر استفاده کنند؛ بسیاری از کتابخانه ها از مجوز عمومی  GNU lesser - LPGL استفاده می کنند، یک گونه مجاز تر دیگر از GPL و سیستم ویندوز از مجوز MIT استفاده می کند. تور والذر عموماً گفته که وی Linux kernel را به نسخه 3 GPL که در اواسط سال 2007 به بازار آمد تعویض نمی کنم ، و به طور خاص مفادی را در مجوز جدید بیان کرد که از کاربرد نرم افزار در مدیریت حقوق دیجیتالی جلوگیری می کند.</p>

<p>یک تحقیق Red Hat  Linux 7.1  در سال 2001 پی برد که این توزیع شامل 30 میلیون خط مبدأ رموز می شد  این تحقیق با استفاده از الگوی هزینۀ ساختاری برآورد کرد که این توزیع نیاز به حدود 8 هزار  سال زمان توسعه دارد. بر طبق تحقیق اگر تمام این نرم افزار توسط اهداف اولویتی مرسوم توسعه یافته بود، حدود1.08 میلیون دلار (در سال 2000 دلار امریکا ) برای توسعه در ایالات متحده هزینه لازم داشت. بیشتر کد (71%) در زبان برنامه ریزی c نوشته شد، اما بسیاری از زبانهای دیگر هم شامل  c++ ، Perl، Fortran، python و زبانهای خطی متعدد shell مورد استفاده قرار گرفتند. اندکی پس از آن نیمی از تمام خطوط کدها ، توسط GPL مجوز داشتند. خود Linux Kernel  2/4  میلیون خط کد یا 8% کل را دارا بود.<br />
در یک تحقیق بعد ، همان تحلیل برای نسخۀ 4.0 Debian GNU/Linux  صورت گرفت. این برآورد شامل بیش از 283 خط مبدأ کد بود و تحقیق برآورد کرد که توسعۀ آن  توسط موارد مرسوم 4/5 بیلیون یورو هزینه خواهد داشت. در امریکا ،نام Linux یک نام تجاری ثبت شده برای Linus torvalds است. در ابتدا، هیچکس آنرا ثبت نکرد اما در 15 آگوست سال 1994 ، ویلیام آر دلار کروس . جی آ . برای آن فایل بندی کرد و سپس از توزیع کنندگان Linux  تقاضای حق الامتیاز کرد در سال 1996، تور والذر برخی دیگر از سازمانهای تحت تأثیر وی را برای نام تجاری تعیین شده برای تور والذر متهم کردند و در سال 1997، آن مسئله خاتمه یافت .مجوز این علامت تجاری از آن پس در دست موسسۀ Linux Mark  بوده است. تور والذر بیان کرده که وی این نام را تنها به آن جهت علامت تجاری کرد که کس دیگری نتواند  از آن استفاده کند، اما در سال 2005 توسط قانون نام تجاری ایالات متحده برای اتخاذ سنجش های فعال جهت تقویت نام تجاری محدود شد. در نتیجه ، LMI نامه هایی رابه فروشندگان توزیع ارسال کرد که از آنها درخواست نمود یک حق الزحمه برای استفاده از این نام بپردازد و تعدادی از شرکتها موافقت کرده اند.<br />
<div class="bodyti">GNU / Linux</div>بنیاد نرم افزاری رایگان توزیعات Linux  را وارسی می کند که از نرم افزار GNU بعنوان یک گونۀ GNU استفاده می کنند و می خواهند که به چنین سیستمهایی به عنوان GNU / Linux  یا یک سیستم GNU براساس Linux  ارجاع شود. با این وجود، رسانه و جمعیت به حدود وسیعی به این خانوادۀ سیستم های عامل به سادگی Linux  اطلاق می کنند. در حالیکه برخی از توزیع گران یک نقطۀ کاربرد شکل متراکم را ایجاد می نمایند، از همه برجسته تر Debian با توزیع GNU / Linux  Debian ، کاربرد این مورد خارج از جامعۀ مشتاق محدود است. تمایز بین Linux kernel  و توزیعات بر اساس آن بعلاوۀ سیستم GNU یک مبدأ سر در گمی برای بسیاری از تازه واردان است و نامگذاری بصورت مباحثه ای باقی می ماند.</p>

<p>تهیه و ترجمه: <a href="mailto:roozbix@Gmail.com">روزبه رزاز</a> (<a href="http://www.ddl2.ir">آدرس سایت</a>)</p>

]]>

</content:encoded>
<dc:subject>لینوکس</dc:subject>
<dc:date>2008-04-06T08:53:36+03:30</dc:date>
</item>
<item>
<title>بررسی و توضیح کامل Web 2 و ابزارهای مرتبط با آن (بخش اول)</title>
<link>http://weblog.azemat.com/internet/what-web-2-provides-you.php</link>
<description>بخش اول؛ مرور کلی جزییات Web 2 همراه مراحل ساخت آنهابا آمدن وب 2 تغییرات گسترده در ظاهر و عملکرد صفحات ایجاد شد. حالت های خیلی جدیدی برای عموم کاربران ایجاد شد و خیلی ها علاقه مند تر شدن نسبت به سایت ها. در ادامه به توضیحات و منابع کلی برای طراحی سایت هایتان به صورت وب 2 بسنده می کنیم. Badgesاین واژه را می توانیم در فارسی علامت یا &quot; امضای سایت &quot; نیز نام ببریم. در اکثر سایت هایی که به شکل وب 2 در آمده اند می توانید این علائم را مشاهده نمایید. در زیر چند نمونه...</description>
<guid isPermaLink="false">7039@http://weblog.azemat.com/</guid>
<content:encoded>
<![CDATA[<div class="bodyti">بخش اول؛ مرور کلی جزییات Web 2 همراه مراحل ساخت آنها</div>با آمدن وب 2 تغییرات گسترده در ظاهر و عملکرد صفحات ایجاد شد. حالت های خیلی جدیدی برای عموم کاربران ایجاد شد و خیلی ها علاقه مند تر شدن نسبت به سایت ها. در ادامه به توضیحات و منابع کلی برای طراحی سایت هایتان به صورت وب 2  بسنده می کنیم.

<div class="bodyti">Badges</div>این واژه را می توانیم در فارسی علامت یا " امضای سایت " نیز نام ببریم. در اکثر سایت هایی که به شکل وب 2 در آمده اند می توانید این علائم را مشاهده نمایید. در زیر چند نمونه را مشاهده می نمایید : 

<center><img alt="" border="0" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-badge.jpg" width="120" height="120" /> <img alt="" border="0" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-gbuy.jpg" width="110" height="110" /></center>

<p>این علائم بیشتر برای نمایش دادن موارد خیلی مهم صفحات با کمک استایل و رنگ های جذاب صورت می گیرد. برای ساختن این علائم می توانید از ابزار آنلاین موجود که در ادامه آدرس آنها را قرار می دهم استفاده نمایید یا اینکه با کمک فتوشاپ خودتان بسازید که برای این روش نیز یک مقال آموزشی معرفی خواهم کرد:</p>

<p>روش اول: ساخت آنلاین؛ <a href="http://www.web20badges.com">لینک اول</a> - <a href="http://www.freshbadge.com">لینک دوم</a></p>

<p>روش دوم: ساخت با کمک فتوشاپ به صورت دلخواه و اختصاصی؛ <a href="http://www.photoshopstar.com/web-graphics/star-badges">لینک اول</a> - <a href="http://www.ajaxlessons.com/2006/02/16/web-20-badge-tutorial">لینک دوم</a></p>

<div class="bodyti">Buttons</div>در سایت های وب 2 دکلمه ها و باتن ها خیلی تاثیر گذار و یکی از بخش های خیلی مهم کار می باشند. در ادامه قبل از توضیحات کامل تر و ارائه آموزش تهیه این کلید ها به چند نمونه مثال توجه می نماییم :

<center><img alt="" border="0" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-rss2pdf.png" width="80" height="15" /></br>
<img alt="" border="0" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-web-portal.png" width="80" height="15" /></br>
<img alt="" border="0" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-winl.gif" width="92" height="17" /></center>

<p>برای تهیه این دکمه ها نیز که کار اطلاع رسانی امکانات و خدمات خیلی مهم سایت و برخی از امکانات روتین امروزی را دارد نیاز به طراحی اختصاصی نیست چون سایت های زیادی در کمتر از چند دقیقه به شما کمک می کنند ده ها دکمه با طرح های مختلف طراحی نمایید. برخی از سایت های رایگان به شرح زیر است:<br />
<a href="http://kalsey.com/tools/buttonmaker">لینک اول</a> - <a href="http://www.lucazappa.com/brilliantMaker/buttonImage.php">لینک دوم</a> - <a href="http://www.rssbuttons.com">لینک سوم</a></p>

<div class="bodyti">Rounded Corners</div>در وب 2 گوشه های اشکالی که قبلا مستطیلی شکل بوده اند و گوشه ای تیز داشته اند اکنون به صورت گرد شده در آمده که جلوه و حالت حرفه ای تری به صفحات وب می دهد. برای ساخت صفحات وب 2 شما نیز تمام تلاش خود را انجام دهید تا از گوشه های تیز کمتر استفاده نمایید. با کمک ابزار های آنلاین هیچ سردردی نیز نخواهید داشت برای اجرای گوشه های گرد و زیبا ! به مراجع زیر مراجعه کنید و دعا به جان طراحان آن! :
<a href="http://virtuelvis.com/gallery/css/rounded">لینک اول</a> - <a href="http://wigflip.com/cornershop">لینک دوم</a> - <a href="http://spiffybox.com">لینک سوم</a> - <a href="http://www.roundedcornr.com">لینک چهارم</a>

<div class="bodyti">Logos</div>

<center><img alt="" border="0" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-logocreatr.gif" width="450" height="73" /></center>
شما هم شاید مثل من عاشق لوگو ها و جذابیت آرم های شرکت ها با رنگ های جذاب  و افکت های خاص آن هستید. مثل بقیه جزییات بالا نیز می توانید هم خودتان و هم با کمک ابزار آنلاین لوگوهای زیبا خلق کنید. اگر به فتوشاپ مسلط هستید این بخش از کار را دست ابزار های آماده هرگز نسپرید:
<a href="http://h-master.net/web2.0">لینک اول</a> - <a href="http://creatr.cc/creatr">لینک دوم</a> - <a href="http://www.simwebsol.com/ImageTool">لینک سوم</a>

<div class="bodyti">Icons</div>در وب 2 یکی از مهمترین بخش های کار همین آیکون ها می باشند که وجود آن نعمت بزرگی به حساب می آید .

<center><img alt="" border="0" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-utom.gif" width="278" height="84" /></center>

<p>حرفه ای ترین آیکون ها را انتخاب و استفاده نمایید تا تاثیر آنرا خودتان در صفحات وبتان تجربه و مقایسه نمایید:<br />
<a href="http://utombox.com/downloads">لینک اول</a> - <a href="http://feedicons.com">لینک دوم</a> - <a href="http://www.cartosoft.com/mapicons">لینک سوم</a> - <a href="http://perishablepress.com/press/2006/08/20/a-nice-collection-of-feed-icons">لینک چهارم</a> - <a href="http://www.snap2objects.com/2007/06/10/30-free-vector-rss-buttons">لینک پنجم</a></p>
<br />
<div class="bodyti">
</div>

<div class="bodyti">Gradient Images</div>با این گزینه در فتوشاپ آشنا هستید افکت زیبایی که در تصاویر تغییرات جالبی می دهد و دارای سایه روشن و تیره های زیبایی می باشد و یکی از پرکاربردترن بخش های فتوشاپ و همین طور وب 2 به شمار می آید.
<a href="http://tools.dynamicdrive.com/gradient">لینک اول</a> - <a href="http://www.ogim.4u2ges.com/gradient-image-maker.as">لینک دوم</a> - <a href="http://www.grsites.com/generate/generator/5000">لینک سوم</a>

<div class="bodyti">حباب های زیبا و خاص</div>خب نوبتی هم باشد نوبت کادر ها و حباب مانند های زیبای وب 2 می باشد.

<center><img alt="" border="0" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-mayo.gif" width="300" height="202" /></center>

<p><a href="http://www.willmayo.com/2007/02/10/css-speech-bubbles">لینک اول</a> - <a href="http://www.bubblesnaps.com/create.php">لینک دوم</a></p>

<p>آموزش انجام دستی این کار: <a href="http://www.gamexe.net/view_tutorial.php?id=24">لینک اول</a></p>

<div class="bodyti">عکس های پشت زمینه</div>در گذشته برای پشت زمینه های سایت ها از تصاویر استاتیک و یا تک رنگها بسیار استفاده می شود. یکی از نکاتی که تغییر نموده است استایل همین پشت زمینه ها می باشد.

<center><img alt="" border="1" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-BGG.gif" width="429" height="61" /></center>

<p><a href="http://www.allfreebackgrounds.com/background_select.html">لینک اول</a> - <a href="http://lab.rails2u.com/bgmaker">لینک دوم</a> - <a href="http://www.stripegenerator.com">لینک سوم</a></p>

<div class="bodyti">ترکیب رنگ بندی ها</div>

<center><img alt="" border="0" src="http://azemat.com.googlepages.com/Web2entry-color.gif" width="228" height="49" /></center>

<p>همیشه انتخاب رنگ بندی های زیبا و جذاب در تمامی دوره های طراحی وب مورد بحث و بررسی بوده است و اکثر افرادی که موفق به ایجاد صفحات زیبا و کاربر پسند شده اند به کار گیری به موقع همین ترکیب های رنگی بوده است. ترکیب های جذاب و زیبا را در این سایت مشاهده نمایید که به چه صورتی با هم هماهنگ و سازگار شده اند:<br />
<a href="http://www.colorschemer.com/schemes">لینک اول</a></p>

<p>برای حرفه ای تر و مداوم کار نمودن می توانید این نرم افزار ها را نیز دانلود نمایید تا خیلی حرفه ای تر وارد مبحث رنگ ها شوید: <br />
<a href="http://www.colorschemer.com/studio_info.php">لینک اول</a></p>

<div class="bodyti">Favicons</div>همگی با آیکون هایی که کنار browser ها لود میشوند آشنا می باشند . در مورد ساخت و طراحی آیکون یک مقاله نوشته بودم می توانید با کمک مقاله من به این آدرس مراجعه نمایید یا از این مقاله ی خارجی بهره ببرید و در غیر اینصورت بروید سراغ ابزار های آماده!
<a href="http://www.chami.com/html-kit/services/favicon">لینک اول</a> - <a href="http://www.favicongenerator.com">لینک دوم</a>

<p>این مطلب تنها بخش مقدماتی و آشنایی کلی و اجمالی بود به مبحث وسیع وب 2 در مقالات بعدی که قسمت 2 و 3 خواهد داشت بررسی دقیق تر و تخصصی تر خواهیم داشت.</p>

<p>ترجمه و تنظیم: <a href="mailto:aghahamidgol@yahoo.com.hk">حمید رضا کاظمی</a> (<a href="http://www.hamid-kazemi.com">آدرس سایت</a>)</p>

<b><a href="http://weblog.azemat.com/internet/what-web-2-provides-you.php#comments" title="Comment on: بررسی و توضیح کامل Web 2 و ابزارهای مرتبط با آن (بخش اول)"> &#1606;&#1592;&#1585;&#1575;&#1578;</a></b>: 4 &#1593;&#1583;&#1583;<br />

<a href="http://www.khanetejarat.com" rel="nofollow">خانه تجارت</a> &#166; 
Feb 15, 2008  8:49 PM<br />
مطلب مفیدی است به شرط آنکه شماره های بعدی زود منتظر بشه ضمنا اینجا هم اضاف شد
https://balatarin.com/permlink/2008/2/15/1228708<br />
<a href="http://keshvary.wordpress.com" rel="nofollow">محمد کشوری</a> &#166; 
Feb 16, 2008  1:01 PM<br />
آقا خیلی مفید و خوب بود ممنون از لطفتون ...<br />
<a href="http://www.sampadia.ir" rel="nofollow">محمد مطهری</a> &#166; 
Feb 16, 2008  3:46 PM<br />
کاش توی قسمت رنگ بندی سایت های این سایت رو هم معرفی می کردین. یکی از سایت های فوق العاده مفید در این زمینه که مال یک ایرانی هستش. خودشم به زبان انگلیسیه
http://www.colourlovers.com/<br />
<a href="http://www.google.com" rel="nofollow">مهدی زمانی</a> &#166; 
Feb 17, 2008 12:02 AM<br />
در مورد رنگ بندی ها می شه بیشتر بنویسید ؟<br />

</description>
]]>

</content:encoded>
<dc:subject>اینترنت</dc:subject>
<dc:date>2008-02-15T15:09:07+03:30</dc:date>
</item>
<item>
<title>افزایش رتبه سایت شما را در نتایج جستجوی گوگل (قسمت اول)</title>
<link>http://weblog.azemat.com/google/how-links-power-search-results.php</link>
<description>من اخيرا درباره تاثير لينك‌ها بر نتايج جستجوي گوگل بسيار صحبت نموده ام. بويژه اينكه گوگل چگونه با استفاده از لغات بكاربرده شده در متن لينك، باعث تعيين رتبه سايت در گوگل مي‌شود. به هر حال، وجود لينكهاي متعدد به سايت شما تاثير بيشتري بر رتبه‌بندي آن دارد تا اينكه فقط يك لينك به سايت شما داده شود. لينك دادن به صفحه اصلي سايت شما با كلمات كليدي، به رتبه صفحات داخلي شما نيز كمك مي‌نمايد. به اين كلمات اصطلاحا Long Tail Keywords گفته مي‌شود. در اينجا به توضيح مختصر اين موارد خواهيم پرداخت. بعنوان مثال درباره سايتي با محتواي...</description>
<guid isPermaLink="false">6996@http://weblog.azemat.com/</guid>
<content:encoded>
<![CDATA[<p>من اخيرا درباره تاثير لينك‌ها بر نتايج جستجوي گوگل بسيار صحبت نموده ام. بويژه اينكه گوگل چگونه با استفاده از لغات بكاربرده شده در متن لينك، باعث تعيين رتبه سايت در گوگل مي‌شود. به هر حال، وجود لينكهاي متعدد به سايت شما تاثير بيشتري بر رتبه‌بندي آن دارد تا اينكه فقط يك لينك به سايت شما داده شود. لينك دادن به صفحه اصلي سايت شما با كلمات كليدي، به رتبه صفحات داخلي شما نيز كمك مي‌نمايد. به اين كلمات اصطلاحا Long Tail Keywords گفته مي‌شود. </p>

<p><br />
در اينجا به توضيح مختصر اين موارد خواهيم پرداخت.</p>

<p><br />
بعنوان مثال درباره سايتي با محتواي Home-made widgets داريد. فرض كنيد اغلب لينكهاي سايت شما به صفحه اصلي مربوط باشد و بيشتر لينكهاي متني مربوط به home-made widgets باشد. يا وسايل خانگي دست ساز ويژه اي نداريد؟ آيا انتظار داريد كه صفحات داخلي سايت شما نيز مشاهده شوند چرا كه به صفحه اول مرتبط شده اند؟</p>

<p>اولين پاسخي كه به ذهن شما متبادر مي‌شود، خير است. چرا كه تمام لينكهاي شما به صفحه اصلي اشاره دارد و اين به رتبه بندي سايت شما كمك مي نمايد. درست است؟ خير، اشتباه است.</p>

<p>داشتن لينكهاي مرتبط با موضوع سايت در صفحه اصلي به رتبه بندي صفحات داخلي نيز كمك مي نمايد و به همين دليلي آنها را بعنوان كليد واژه‌هاي Long tail (طولاني) مي‌نامند. يك كليد واژه Long tail عبارت است از مجموعه‌اي چندمنظوره از كلمات كليدي كه حاوي تعداد كمي عبارت است . بعنوان مثال عبارت small home-made widgets in italy اين چنين است.</p>
<br />
<p><br>طي تجاربي كه با گوگل داشته ام، دريافته ام كه گوگل به اين صورت كار مي كند که كاربري عبارت مقابل را وارد مي‌نمايد: small home-made widgets in italy</p>

<p><br />
گوگل فهرستي (index) خود را براي يافتن صفحاتي كه حاوي عبارت دقيق يا مشابه آن است را اسكن مي‌‌نمايد. و صفحات به ترتيب با مطلب مرتبط مي‌شوند. سپس گوگل كنترل مي كند كه آيا هيچيك از اين صفحات به آنهایي كه حاوي عبارت جستجو هستند، لينك دارد يا خير. فهرست نتايج مجددا مرتب مي‌شود و صفحاتي كه بيشترين لينك مرتبط را دارند، در ابتداي فهرست قرار مي‌گيرند. اكنون گوگل كنترل مي‌كند كه آيا هيچ يك از سايت‌هايي كه صفحات مربوط در آنها يافت شده اند، معتبر و موثق هستند يا خير. اعتبار سايت از روي تعداد لينكهايي كه در كل به سايت و نه به صفحه اي ويژه اشاره دارد، استخراج مي‌شود. نتايج مجددا بر اساس اعتبار و و رتبه بندي مرتب مي‌شوند و در نهايت اين نتايج به كاربر نمايش داده مي‌شوند.</p>

<p>آنچه بيان شد، خلاصه اي ساده از روندي است كه در گوگل انجام مي‌شود . ليكن ترتيب مراحل ممكن است درست نباشد، ولي با توجه به تحقيقات و تجربه من درباره موتورهاي جستجو ، بنظر ميرسد تا حد زيادي اظهار نظر دقيقي باشد. تنها بخاطر اينكه صفحه اي داراي لينك‌هايي مستقيم نيست، به معني قرار نگرفتن در رتبه‌بندي مجموعه‌اي از كليد واژه ها نيست. اگر سايت شما درباره موضوعي خاص توسط گوگل معتبر شناخته شود، ممكن است نسبت به صفحاتي كه داراي لينك مستقيم هستند، نيز رتبه بندي بهتري را بخود اختصاص دهد. از آنجايي كه افراد كمي صفحات را براي كليد واژه‌هاي طولاني و متعدد بهينه مي‌نمايند ( مانند small home-made widgets in italy ) ، معمولا گوگل به اعتبار كل سايت رجوع مي‌نمايد و ترتيب محل قرارگيري در رتبه بندي را مشخص مي‌نمايد. بهتر است با مثالي آنچه رخ مي دهد را بررسي نماييم:</p>

<p><br />
در اينجا تصويري از نتايج گوگل براي عبارت مقابل را مشاهده مي نماييد:</p>

<p>Article marketing for long tail keywords</p>

<p><br />
<center><img alt="" style="border:1px solid #000" border="0" src="http://onlyfreewares05.googlepages.com/GoogleArti_azematcom.gif" width="449" height="266"></center></p>

<p><br />
اولين نتيجه رتبه بندي از سايت doshdosh.com و دومي از سايت searchengineguide.com است. اين نتايج دو رتبه بندي تصور عمومي (و البته غلط) از نحوه رتبه بندي سايتها توسط گوگل را نشان مي‌دهد. قبل از هر چيز، صفحه نتيجه doshdosh.com حاوي رتبه صفحات نيست ( صفحه اصل اين سايت يك پیج‌رنک 4 است ) و نتيجه searchengineguide.com يك پیج‌رنک 4 دارد. ( صفحه اول اين سايت يك پیج‌رنک 7 است ) بررسي دقيق تر روش اعتباردهي گوگل در مورد دو نتيجه جستجو باعث پيچيده تر شدن موارد خواهد شد. نتيجه doshdosh.com مانند Yahoo! ، فقط 50 لينك معين از ساير سايتهاي به غير از خود است، در حاليكه براي سايت Searchengineguide.com این تعداد 131 مورد است .</p>

<p>بررسي هاي مشخصي كه با استفاده از SEO Elite بر لينكها و لينك دادن انجام داد‌ه‌ام نشان مي‌دهد كه لينكهاي متني دو سايت اغلب داراي عبارت Long tail و يا Keyword هستند. در نتيجه لينكهاي معدودي در دو سايت كاملا مشابه هستند. ممكن است عجيب بنظر برسد كه صفحات داراي لينك زياد در رتبه بندي قرار نگيرند ولي صفحات با تعداد لينك كمتر در رتبه بندي باشند، اگر چه سايت doshdosh.com فقط 50 لينك به صفحه نتايج دارد، ولي در كل سايت 181122 لينك دارد. همين مورد درباره سايت searchengineguide.com عدد 168144 را نشان مي‌دهد و اين 13000 لينك كمتر از سايت doshdosh.com است. از نظر درصدي ، ممكن است زياد بنظر نرسد (13000 لينك ، حدود 70% عدد 168144 است) ، اما اين مقدار براي الگوريتم اعتباردهي گوگل كافيست تا نتايج سايت doshdosh.com براي عبارت مورد نظر را در رتبه اول نسبت به نتايج سايت searchengineguide.com قرار دهد حتي اگر صفحه مورد نظر لينك‌هاي كمتري داشته باشد.</p>

<p>اين روش شمارش و اعتباردهي گوگل است كه باعث مي‌شود سايتي مانند wikipedia.org براي عبارات محتلف در بالاي رتبه دهي قرار گيرد حتي اگر لينك زيادي هم به آن صفحه داده نشده باشد. گوگل سايتها را بطور كلي از نظر حجم و تعداد لينكها دسته بندي مي‌كند و الگوريتم فعلي شركت، تعيين كننده رتبه دهي به سايتهاي با تعداد لينك كمتر است (مانند wikipedia.org) اما چند لينك به اين سايت داده شده است ؟ طبق آمار Yahoo! ، اين عدد 75226779  است كه برابر با اعتباري فوق العاده است.</p>

<p>نكته آخر اينكه، اگر مي خواهيد لينك به صفخات داخلي داشته باشيد، از لينك دهي كل سايت خود مطمئن شويد و اطمينان حاصل كنيد كه تعدادي از كلمات كليدي مقالات و محتواي سايت شما حتي اگر لينك به آنها نداده‌ايد، در كليد واژه هاي long tail وجود داشته باشد. گوگل صفحات شما را با استفاده از اين كليد واژه هاي طولاني بر پايه اعتباري تخصيص داده شده به سايت شما رتبه بندي مي‌كند.</p>

<p><br />
نویسنده: <a href="http://www.jonathanleger.com/how-links-power-search-results/">Jonathan Leger</a><br />
ترجمه‌ و تنظیم: <a href="mailto:Moeini80 at gmail.com">مهدی معینی</a></p>

<b><a href="http://weblog.azemat.com/google/how-links-power-search-results.php#comments" title="Comment on: افزایش رتبه سایت شما را در نتایج جستجوی گوگل (قسمت اول)"> &#1606;&#1592;&#1585;&#1575;&#1578;</a></b>: 4 &#1593;&#1583;&#1583;<br />

<a href="http://weblog.shaar.com" rel="nofollow">parviz</a> &#166; 
Oct  6, 2007  7:23 PM<br />
لذت وافر بردم . . .احسن به انتخاب موضوع و دقت در ویرایش و آماده سازی . . دستتان درد نکند<br />
<a href="http://hajagha.net" rel="nofollow">حاجاقا</a> &#166; 
Oct  8, 2007  7:39 AM<br />
سلام امیر
دستت درد نکند بابت این مقاله.
فقط یک عکس این مقاله دارد که تو یادت رفته بذاری توی صفحه ات. 
قربان آقا<br />
<a href="http://ddl2.ir" rel="nofollow">roozbeh</a> &#166; 
Oct  9, 2007 12:45 AM<br />
خيلي عالي بود! مرسي<br />
<a href="http://studioiran.com" rel="nofollow">جابر</a> &#166; 
Oct  9, 2007 10:08 PM<br />
اين مقاله رو هم ببينيد
http://www.studioiran.com/archives/100.php<br />

</description>
]]>

</content:encoded>
<dc:subject>گوگل</dc:subject>
<dc:date>2007-10-06T16:28:19+03:30</dc:date>
</item>
<item>
<title>5 جايگزين مناسب و البته کاملا رايگان براي Notepad ویندوز</title>
<link>http://weblog.azemat.com/free-software/5-free-notepad-replacements.php</link>
<description>Notepad از معدود ابزارهايي كه از ابتداي ويندوز وجود داشته و دستخوش تغييرات چنداني نشده است. استفاده از Notepad بسيار آسان بوده ولي كمبود امكانات و قابليت‌هاي مورد نياز كاربر در آن كاملا مشهود است. در نتيجه جستجو بدنبال جايگزيني براي Notepad كه تمام يا بخشي از كمبودهاي آنرا پوشش دهد، منطقي بنظر مي‌رسد. چرا جايگزين برای Notepad ؟! كمبودهاي Notepad براي كاربران دائمي آن كاملاً نمايان و تا حدي آزاردهنده است كه در اينجا به بعضي از آنها اشاره مي‌كنيم: - عدم امكان مشاهده و ويرايش همزمان چند فايل - عدم نمايش شماره خطوط (‌اين مورد براي برنامه نويس‌ها...</description>
<guid isPermaLink="false">6986@http://weblog.azemat.com/</guid>
<content:encoded>
<![CDATA[<p>Notepad از معدود ابزارهايي كه از ابتداي ويندوز وجود داشته و دستخوش تغييرات چنداني نشده است. استفاده از Notepad بسيار آسان بوده ولي كمبود امكانات و قابليت‌هاي مورد نياز كاربر در آن كاملا مشهود است. در نتيجه جستجو بدنبال جايگزيني براي Notepad كه تمام يا بخشي از كمبودهاي آنرا پوشش دهد، منطقي بنظر مي‌رسد.</p>

<p><br />
چرا جايگزين برای Notepad ؟!<br />
كمبودهاي Notepad براي كاربران دائمي آن كاملاً نمايان و تا حدي آزاردهنده است كه در اينجا به بعضي از آنها اشاره مي‌كنيم:</p>

<p><br />
- عدم امكان مشاهده و ويرايش همزمان چند فايل<br />
- عدم نمايش شماره خطوط (‌اين مورد براي برنامه نويس‌ها و Debugger ها بسيار سخت و آزاردهنده است)<br />
- عدم تمايز (‌هاي‌لايت نمودن) Syntaxها<br />
- پشتيباني نكردن مناسب از فايل‌هاي بزرگ و حجيم<br />
- و در كنار همه اين‌ها محصول مايكروسافت بودن!!</p>

<p><br />
براي رفع اين نواقص بسياري از برنامه نويسان درصدد توليد برنامه‌اي با قابليتهاي بالا و در عين حال ساده مانند Notepad برآمده‌اند. در اینجا 5 نرم افزار برتر و رایگان معرفی می‌شوند که می‌توانند جایگزین خوبی برای نت پد ویندوز باشند.</p>

<p><br />
1) <a target="_blank" href="http://notepad-plus.sourceforge.net/">Notepad++</a><br />
<img alt="" style="margin:0 0 3px 4px" border="0" src="http://azemati.googlepages.com/not1.jpg" width="188" height="60" align="right"> Notepad++ برنامه‌اي رايگان براي ويراش كد اصلي (source code) برنامه ها و جايگزيني مناسب براي Notepad است. اين نرم افزار، زبان‌هاي برنامه نويسي متعددي را پشتيباني مي‌نمايد. امكانات اين برنامه عبارتند از: مشخص نمودن syntaxها ، تفكيك و قالب بندي كدها، تكميل خودكار كدها، ويرايش همزمان چند فايل، Drag & Drop متون، قابليت جستجوي كامل و ... همچنين اين برنامه قابليت ضبط و اجراي ماكروها را نيز دارد. علاوه بر تمام امكانات فوق، اين برنامه نظر بسياري از كاربران را جلب نموده است.</p>

<p><br />
2) <a target="_blank" href="http://www.onlyfreewares.com/Utilities/Text-Editors-Tools/Programmers-Notepad-2.php">Programmer’s Notepad</a><br />
<img alt="" style="margin:0 0 3px 4px" border="0" src="http://azemati.googlepages.com/not2.jpg" width="97" height="91" align="right"> Programmer’s Notepad نرم افزاري رايگان، متن باز (Open Source) و ويرايشگر متن است كه امكانات ويژه‌اي براي برنامه نويسان دارد. اين برنامه پروژه‌اي است كه توسط Source Forge ارائه شده و يكي از بهترين جايگزينهاي Notepad براي برنامه نويسان است. مهمترين امكانات اين برنامه عبارتند از: قابليت علامت گذاري متون، تفكيك كدها، عدم محدوديت در حجم فايل، باز نمودن فايلها در Tab هاي مجزا، قابليت مديريت پروژه و ...</p>
<br />
<p><br>3) <a target="_blank" href="http://www.pspad.com/">PsPad</a><br />
<img alt="" style="margin:0 0 3px 4px" border="0" src="http://azemati.googlepages.com/not3.jpg" width="155" height="53" align="right"> PsPad يك ويرايشگر رايگان كدهاي برنامه نويسي و جايگزين مطمئني براي Notepad است. برخي ويژگيهاي مهم اين برنامه عبارتند از: قالب بندي قدرتمند متن، امكانات ويرايش كد قوي، مديريت پروژه، تفكيك syntaxها، تصحيح اتوماتيك، ويرايشگر HEX ، تعيين تفاوتهاي متون با يكديگر، كنترل كننده املاي كلمات وجود ضبط ماكروها و بسياري امكانات ديگر. PsPad امكانات يك برنامه FTP را نيز دارد و براي برنامه نويسان و Blogger ها بسيار مناسب است. PsPad از تمامي نرم افزارهايي كه در اينجا معرفي شده‌اند حرفه‌اي‌تر است. اگر بدنبال قابليت يك ويرايشگر قدرتمند و كارآمد هستيد حتما از PsPad استفاده نماييد.</p>

<p><br />
4) <a target="_blank" href="http://www.flos-freeware.ch/notepad2.html">NotePad2</a><br />
<img alt="" style="margin:0 0 3px 4px" border="0" src="http://azemati.googlepages.com/not4.gif" width="95" height="96" align="right"> NotePad2 برنامه‌اي سبك، رايگان و ويرايشگر متني Open Source است. اين برنامه قابليت تفكيك syntaxها را دارد. برنامه NotePad2 مانند برنامه Notepad++ از كامپوننت ويرايشگر متن باز scintilla بهره مي‌برد. امكانات آن عبارتند از drag & Drop متون، جستجوي عبارات، و تفكيك syntaxها براي اغلب زبانهاي برنامه‌نويسي. NotePad2 براي افرادي كه علاقمند سادگي Notepad و امكانات برنامه نويسي هستند، توصيه مي‌شود.</p>

<p><br />
5) <a target="_blank" href="http://www.liquidninja.com/metapad">MetaPad</a><br />
<img alt="" style="margin:0 0 3px 4px" border="0" src="http://azemati.googlepages.com/not5.png" width="84" height="69" align="right"> نرم افزازي كوچك، سريع و كاملا رايگان است. اين برنامه براي جايگزيني كامل با Notepad طراحي شده است و در نتيجه ضمن دارا بودن كليه امكانات Notepad از توانايي‌هاي بيشتري نسبت به آن نيز برخوردار است. برخي امكانات اين نرم افزار عبارتند از: نوار ابزار قوي، چاپ بصورت WYSIWYG (خروجي مطابق با ورودي)، تورفتگي اتوماتيك متن و ... ضمنا اين نرم افزار ميزان حافظه كمتري نسبت به Notepad  اشغال مي‌نمايد. اگر نمي‌توانيد سادگي Notepad را فراموش نماييد، بخوبي مي‌توانيد از اين نرم افزار استفاده نماييد.</p>

<p><br />
با تمام موارد ذكر شده آيا قادر به انتخاب جايگزيني مناسب براي Notepad هستيد؟؟</p>

<p><br />
منبع: <a href="http://www.benh.org/techblog/">Tech Blog</a><br />
ترجمه‌ و تنظیم: <a href="mailto:Moeini80 at gmail.com">مهدی معینی</a></p>

<b><a href="http://weblog.azemat.com/free-software/5-free-notepad-replacements.php#comments" title="Comment on: 5 جايگزين مناسب و البته کاملا رايگان براي Notepad ویندوز"> &#1606;&#1592;&#1585;&#1575;&#1578;</a></b>: 2 &#1593;&#1583;&#1583;<br />

<a href="http://zistgah.com" rel="nofollow">علیرضا</a> &#166; 
Sep 10, 2007 12:37 PM<br />
درود..
عالی بود..
فقط یه پرسش...
برخی از این برنامه ها بخش نوت پد رو از منوی راست کلیک برای ایجاد یک فایل جدید نوت پد بر میدارن..راهی هست که یا خودشون جایگزین بشن..یا اونو برندارند؟
با سپاس..<br />
<a href="http://benetton.blogfa.com" rel="nofollow">zoha</a> &#166; 
Sep 10, 2007 11:55 PM<br />
میگم کاش یکی از بهتریناشو انتخاب میکردین خودتون که منم بکیشو لااقل دانلود کنم.بگین کدومش بهترتره؟<br />

</description>
]]>

</content:encoded>
<dc:subject>نرم‌افزارهای رایگان</dc:subject>
<dc:date>2007-09-09T17:41:26+03:30</dc:date>
</item>
<item>
<title>آنچه که باید در خصوص یک عمل جراحی فک و صورت بدانید!</title>
<link>http://weblog.azemat.com/archives/006957.php</link>
<description>هدفم از نوشتن همچین چیزی چند چیزه؛ چون خودم قبل از عمل (یعنی همین حالا) به شدت استرس و ترس داشتم و دارم، این رو برای کسایی می‌نویسم که همچین عملی دارند و بعد برای فهمیدن چند و چونش متوسل به جستجو در اینترنت می‌شن و به اینجا می‌رسن. هدف بعدیم هم ثبت در تاریخ هست واسه اینکه بعدنا خودم بخونم (البته اگه از زیر عمل فردا زنده بیرون اومدم!) خلاصه این طوریاس. مطالب جدید هم به انتهای همین پست اضافه میشن. جراح: دکتر ابوالقاسم مسگرزاده بیمارستان: بیمارستان کسری هزینه عمل: سه میلیون تومان برای خود دکتر و یک میلیون...</description>
<guid isPermaLink="false">6957@http://weblog.azemat.com/</guid>
<content:encoded>
<![CDATA[<p>هدفم از نوشتن همچین چیزی چند چیزه؛ چون خودم قبل از عمل (یعنی همین حالا) به شدت استرس و ترس داشتم و دارم، این رو برای کسایی می‌نویسم که همچین عملی دارند و بعد برای فهمیدن چند و چونش متوسل به جستجو در اینترنت می‌شن و به اینجا می‌رسن. هدف بعدیم هم ثبت در تاریخ هست واسه اینکه بعدنا خودم بخونم (البته اگه از زیر عمل فردا زنده بیرون اومدم!) خلاصه این طوریاس. مطالب جدید هم به انتهای همین پست اضافه میشن.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">جراح:</font><br />
دکتر ابوالقاسم مسگرزاده</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">بیمارستان:</font><br />
بیمارستان کسری </p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">هزینه عمل:</font><br />
سه میلیون تومان برای خود دکتر و یک میلیون و صد و سی و شش هزار تومان برای بیمارستان. اینجا تهران، مرداد 1386</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">زمان عمل:</font><br />
صبح یک‌شنبه هفت مرداد هزار و سیصد و هشتاد و شش</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">وزن قبل عمل:</font><br />
هفتاد و یک کیلوگرم ناقابل!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">شنبه، 6 مرداد 86:</font><br />
صبح زود رفتم آزمایشگاه و آزمایش‌های قبل از عمل رو دادم، آزمایش خون و ادرار (آزمایش ایدز، هپاتیت و ...). فردا هم باید نتیجه‌اش رو بگیرم و برم بستری بشم.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">یک‌شنبه، 7 مرداد 86:</font><br />
صبح ساعت 5 صبح بیدار شدم و ساعت 5 و نیم رفتیم دنبال برادرم (که پزشکه) و رفتیم به سمت بیمارستان. حدود ساعت ده دقیقه به شیش رسیدیم و رفتیم فرم بستری شدن رو گرفتیم. یک سری چیز میز امضا کردم و بعدش بهم گفتم برم طبقه هقتم برای بستری شدن. اول که رفتم پرستار ازم فشار خون گرفت و یه قرص هم بهم داد که بخورم. این رو هم بگم که از ساعت 12 شب قبلش هیچی نخورده بودم. قرار بود من عمل اول باشم (یعنی اینطور که فکر می‌کردم) ولی نمی دونم چی شد که افتادم عمل سوم. ساعت 7 روی تخت خوابیدم و یک سرم قند و نمک به دست چپم وصل شد (که تا فردا ساعت 8 صبح کماکان بهم وصل بود) و ساعت 12 و نیم بود که یکی اومد گفت، مریض دکتر مسگرزاده بیاد برای عمل. نمی‌دونید این مدت چقدر سخت و با استرس گذشت. خلاصه رفتم دم در و سوار بر یک فروند ویلچر شدم و دمپایی بیمارستان را هم در آوردم و بردنم و سوار آسنانسورم کردن. اینجا بود که دیگه به داداشم هم اجازه ندادن بیاد و من و زن که می بردنش برای سزارین توی آسانسور بودیم. اینجاها و کمی بعدش از شدت ترس دیگه داشت اشکم هم در می‌یومد. خلاصه رفتم در محیط اتاق های عمل و منتظر خالی شدن بودم. ولی که چه حالی داشتم. بالاخره بردنم تو اتاق عمل، خود دکتر رفته بود استراحتی بکنه، دکترهای بیهوشی اومده بودن و بیهوشم کردن. یه ماسک گذاشتن دم دهنم و گفتن نفس بکش و بخواب. این کار رو کردم و دیگه هیچی نفهمیدم (به دکتر گفتم اگه زودتر به هوش اودم چی؟ گفت نگران نباش من با ماهی تابه وایسادم بالا سرت!!) تا توی اتاقم بود که خواهرم و باقی بستگان رو دیدم. شب هم خیلی سخت گذشت، نمی تونستم بخوابم. خدا خیر بده همراه تخت بلغیم رو. وقت هایی که بابام خواب بود، اون کارهام رو می کرد. این رو هم بگم که سخت ترین قسمتش اولین ادرارم بود که هر کاری می کردم نمی اومد. خلاصه با هزار بدبختی ادرار کردم ( به مقدار زیاد ) و کمی راحت شدم. شب رو گذروندم و صبح شد.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">دوشنبه، 8 مرداد 86:</font><br />
ساعت 7:50 دقیقه دکتر مسگرزاده اومد صورتم رو دید و یک سری هم توصیه کرد (مثل اینکه مسواک نرم بزنم، با سرم یا آب و نمک دهنم رو شستشو بدم، چی بخورم و همچین صحبت هایی. ساعت حدود 10 هم مرخص شدم و اومدم خونه. فعلا هم حال و روز زیاد خوشی ندارم. دهنم رو نمی تونم باز کنم. فعلا منتظرم ببینم چی پیش می یاد.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">سه شنبه، 9 مرداد 86:</font><br />
اتفاق خاصی نیافتاد. فقط اینکه یک خورده نفس کشیدنم سخته. یعنی توی بینیم یه جورایی پره و مرتب باید قطره بریزم و اینها. داروهای رو هم که باید صبح و ظهر و شب بخورم. طبیعتا هم فقط مایعات می خورم. شب سه شنبه رو هم راحت تر از شبهای قبل خوابیدم. مشکلم فعلا بینیم و پروتزی هست که توش به کار بردن. نمی دونم کی ورمش می خوابه. البته دکتر گفته تا سه چهار روز بعد از عمل ورم داری و بعدش کم کم خودش خوب می شه.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">چهار شنبه، 10 مرداد 86:</font><br />
شبش رو بهتر از شب های قبل خوابیدم. صبح زود پا شدم ( حدود ساعت 5 و 6 ) و یک سر رفتم حمام. اتفاق خاصی هم امروز نیافتاد. از اغذیه ایی که میل کردم می تونم به اینها اشاره کنم!؛ چای، آب یخ، فالوده‌ی طالبی (طالبی، مقداری یخ و شکر که می‌ریزیم داخل مخلوط کن)، شیر موز، شیرموزپسته، مقدار کمی آب گوشت (که بیشترش رو نخوردم و در صورت ادامه دادن به خوردن گلاب به رویتان ممکن بود بالا بیاورم)، مقدار کمی عصاره‌ی سوپ که باز هم نتوانستم کامل بخورم، یک لیوان قرص جوشان، یک لیوان یا بیشتر آب آناناس، داروهام (از آنتی بیوتیک بگیر تا قطره و پماد و ...) ضمنا آخر شب و اول صبح هم مسواک کردم و دهنم رو با سرم قند و نمک شستم. شب هم عده‌ایی از دوستانم اومدن عیادت! نامردها همشون هم سیب برداشتن واسه خوردن!! فعلا همین. کلا اوضاع خوب سپری می‌شه و مشکل خاصی نیست. از اینکه نمی‌تونم دهانم رو باز کنم هم زیاد مورد عذاب واقع نیستم. کم‌کم عادت کردم و دارم روزشماری می‌کنم برای تمام شدن این چهار هفته. ورم صورتم کمتر شده، حرف زدنم هم بهتر. طبیعتا مدت زمان نشستن پشت کامپیوتر هم بیشتر شده. دیگه همین!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">پنجشنبه، 11 مرداد 86:</font><br />
جانم برایتان بگوید که اتفاق خاصی نیفتاد و به خیر و خوبی گذشت. صبح و ظهر و عصر را به انتظار دیدن یک مهمان ویژه (!!) و عزیز سپری کردم، شب هم از سوپی که هامن مهمان ویژه برایم آورده بود (و انصافا دستشان هم درد نکند) کلی (کلی که چه عرض کنم، مقداری) نوش جان کردم، «چارخونه» رو دیدم و ساعت 12 خوابیدم. (راستی این را یادم رفت بگویم که امروز خواهرم یک معجون درست حسابی را مخلوط کرد و به خوردم داد؛ شیر، مغز پسته، مغز گردو، آناناس و خرما، خودت حسابش را بکن)</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">جمعه، 12 مرداد 86:</font><br />
امروز صبح یکی از دوستان دوران دانشگاه رودهنم (ایمان عزیز) تشریف آورد و کلی با سی‌دی‌های DivXش بهم حال ( ِ اساسی) داد و کلی هم میوه خورد!! (پسر، ریش و پشت مو رو داشته باش) برای ناهار هم رفتیم خونه‌ی برادرم (ناهار که البته برای دیگران فسنجون و قرمه‌سبزی و برای بنده مقداری از همان سوپ دیشبی بود). مسکه امروز ورم صورتم بیشتر شده بود، و درست مثل این بچه های دبستانی توپولو شده بودم! فردا شب هم وقت دکتر دارم (در واقع دکتر گفته برم پیشش برای بازدید!!) باید ببینم دکتر چی می‌گه و آیا از نتیجه راضی هست؟ راستش امروز دو فروند ماسک صورت هم خریدم و هنگام تردد در سطح شهر از آن‌ها (طبیعتا از یکی‌شان) استفاده می‌کنم. فعلا که اوضاع به لطف خدا، خوب و روبه‌راه‌است.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">شنبه، 13 مرداد 86:</font><br />
صبح‌ها معمولا برنامه جالب «مردم ایران سلام» را دیدم و همین‌طوری صبح را ظهر و ظهر را عصر کردم تا ساعت 7 رفتم پیش دکترم. به محض اینکه وارد مطب شدم یکی از همکارانش گفت واااای، شمایید، چقدر عوض شدین و اینا. بعد رفتیم پیش خود دکتر (زیاد هم در مطب معطل نشدیم و زود رفتیم تو) دکتر گفت اوضاع خوبه و مشکلی نداره و از نتیجه هم طبیعتا راضی بود و گفت ورم طبیعیه، می گفت عمل سختی بود، یه تیکه ازش پرسیدم عملم خیلی سخت بود، گفت «عمل راحتی نبود» یادداشت‌هاش رو هم نگاه کرد و گفت اینجا نوشتم که در تراشیدن فك پایین سمت چپش با سختی روبرو شدیم. ضمنا می‌گفت چون بیهوش بودی، واسه راحتی خودت، دندون‌های عقل بالات رو هم برات درآوردیم؛ یک تشکر و دمت گرم حسابی نثارش (لازم به ذکر است که حدود یک سال پیش دندون‌های عقل پایین رو با جراحی در آوردم بودم و بسی سختی و ورم نیز کشیده بودیم قبلا) ضمنا با این چوب‌ها (که نمی‌دونم اسمش چیه) به آرومی زخم‌ها رو دید و گفت خیلی تمیز نگه داشتی و مشکلی نیست. بعد دوباره تاکید کرد که مایعات بخور و گفت یه هشت نه روز دیگه دوباره بیا که ببینمت. برای 22ام وقت گرفتم که برم پیشش. شب هم جایتان خالی با یکی!! رفتیم سینما فرهنگ؛ فیلم «پاداش سکوت» نگران قیافه‌ی من هم نباشید، ماسک زده بودم. همین.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">یک‌شنبه، 14 مرداد 86:</font><br />
اتفاق خاصی نیفتاد. فقط یک گزارش بدهم که از صبح تا شب چه چیز‌هایی نوش جان کردم؛ دو لیوان چای، سه لیوان معجون (شامل شیر، موز، پسته، گردو، خرما، شکلات، آناناس، شکر)، دو کاسه سوپ جو، یک لیوان آب هلو، یک لیوان آب انبه، یک لیوان آب آناناس، یک لیوان فالوده طالبی (شامل یخ، طالبی و شکر)، آنتی بیوتیک، مولتی ویتامین و یک لیوان نوشابه! فقط همین!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">دوشنبه، 15 مرداد 86:</font><br />
خبر خاصی نبود. فقط بگم که دیگه کم کم هی داره گرسنه‌ام میشه.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">سه‌شنبه، 16 مرداد 86:</font><br />
دیروز شرایط رو جوری دیدم که می‌شد رفت بیرون و سر کار. در مترو و خیابان‌ها ( با اینکه لازم هم نبود زیاد، چون ورمم کمتر شده بود) ماسک می‌زدم. ساعت هشت و نه دو لیوان معجون روزانه‌ام رو خوردم و از ساعت ده تا سه در دفتر بودم و بعدشم برگشتم خونه و سوپم رو خوردم و بعدش هم یک لیوان فالوده. چندی بعدش یک لیوان شیرموز و باز هم یک کاسه سوپ خوشمزه و جدید. ولی باز هم با شکمی تقریبا (یکمی!) گرسنه خوابیدم. باید یک فکری به حال این قضیه بکنم. نه، این جوری نمیشه و اصلا نباید این جوری بمونه که من گرسنه بمونم. ماکارانی، همبرگر، قیمه و ... وااااای چه غذاهای خوشمزه‌ایی.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">چهار‌شنبه، 17 مرداد 86:</font><br />
خبر خاصی نبود. یه پنج شش ساعتی رفتم سر کار، با مترو، با ماسک، فعلا هم اتفاق جدید نیفتاده، فقط ورم صورتم خدا رو شکر کمتر شده و کلا اوضاعم هم خیلی بهتر شده. شب‌ها هم خیلی راحت (و مثل خرس) می‌خوابم تا صبح. تازه کجاش رو دیدین!؟ رانندگی هم می‌کنم، اما خیلی با احتیط.</p>

<p><font color="#800080" style="font:bold 15px arial">پنج‌شنبه، 18 مرداد 86:</font><br />
یازده روز از عملم گذشته! دمش گرم. امروز هم رفتم سر کار و زود برگشتم (پنج‌شنبه‌اس ناسلامتی‌ها !!) اتفاق خاص دیگری هم نیفتاده است. غذایم هم همان قبلی‌هاست فعلا. فقط این‌که زود به زود گرسنه‌ام می‌شه. خیلی هم هوس همبرگر، پیتزا و ماکارانی کرده‌ام. دلم هم می‌خواد زودتر خودم را یک جایی بکشم (وزن کنم) و ببینم آیا وزن کم کرده‌ام؟ و اگه کم کرده‌ام، چقدر. حالا شما زیاد خودتان را ناراحت نکنید، بعدش می‌خورم و جبران می‌شه. به جان شما!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">جمعه، 19 مرداد 86:</font><br />
مثل روزهای دیگه سپری شد و اتفاق خاصی نیفتاد. این دومین جمعه‌ایی هست که همراه با بسته بودن و در واقع قفل بودن فك من می‌گذرد.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌شنبه، 20 مرداد 86:</font><br />
راستی پسفردا برای دومین بار باید برم پیش دکترم. در واقع خودش گفته بود که یه هشت نه روز دیگه بیا ببینمت. باید برم ببینم چی می گه، هر چی گفت می یام بهتون می گم. راستی خودم را امروز وزن کردم حدود 67 کیلو بودم یعنی چیزی حدود 4 الی 5 کیلو لاغر شده‌ام در این مدت. خدا به خیر کنه. راستی امروز پودینگ هم برام درست کردن و از اون هم می‌خورم. روشش چه جوریه و چیا توشه!؟ شیر، کره، وانیل، آرد، شکر و کاکائو. طرز تهیه‌اش هم خیلی سخت نیست، بریز تو یه ظرف، روز گاز یه خورده هم بزنم، یه خورده که سفت شد بذار تو یخچال. بعدش نوش جان کن (البته به همین سادگی‌ها هم نیست) فعلا.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">یک‌شنبه، 21 مرداد 86:</font><br />
مورد خاصی اتفاق نیفتاد. فردا باید برم پیش دکتر. راستی امروز اولین عطسه‌ام را هم کردم (اولین بار بعد از عمل)، یه کوچولو از عطسه می‌ترسیدم، چون در واقع یک فشار ناگهانی وارد می‌کنه و می‌خواد که دهان رو باز کنه.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">دو‌شنبه، 22 مرداد 86:</font><br />
رفتم پیش دکتر. البته خودش که من رو ندید (از بس که مطب و سرش! شلوغ بود) خانوم دکتری که اونم تو اتاق عمل بود، اومده بود برای دیدن. منو که دید گفت و پرونده ام را که خوند گفت پس تو بودی. گفت دکتر سر عمل شما خیلی سختی کشید. گفت نمی‌دونم کجای فکن 5 میلیمتر انحراف داشت و از داخل هم پیچ خورده بود و دکتر تو اون فضای تنگ و تاریک و پر از رگ و عصب کار سختی داشت. هفته پیش که اومده بودم پیش خود دکتر و ازش پرسیم عمل سختی بود؟ جواب داده بود؛ عمل راحتی نبود. خلاصه تاریخ بازکردن دهانم رو هم 10 شهریور اعلام کرد. یعنی چیزی حدود 19 روز دیگه. یه خورده باهاش چک و چونه زدم و گفتم زودتر نمی‌شه؟ گفت نه و دکتر قبول نمی‌کنه. می‌گفت چون هنوز ماهیچه‌ها و ... تمایل دارن به وضعیت قبلی برگردن. قرار شد قبل از رفتن پیش دکتر و در همون روز یک عکس رادیولوژی هم بگیرم. خانوم دکتره ( که خودش هم جراح فك و صورت ه ) گفت که ما تو رو به این زودی‌ها رها نمی‌کنیم. گفت بعد از بازکردن سیم‌ها، داخل دهانت رو کش مخصوص می‌ذاریم (دیگه نپرسیدم تا چه مدتی) البته گفت دیگه دهان باز می‌شه و مشکلی در جویدن و اینا نیست. فقط یه کش مخصوص توی دهان هست. (جهنم! کش باز خوبه. الان که نمی‌شه دهان رو باز کرد عذابه) بعدش ازش پرسیدم وقتی سیم‌ها رو باز کنید از کی می تونم بجوم؟ گفت همون شبش هم می‌تونی آروم آروم شروع کنی ولی یه حدود 48 ساعت بعدش اوضاع عادی می‌شه تقریبا (خدا کنه این‌طور باشه که می‌گفت) البته گفت همون روزهای اول دهانت کامل و تا انتها باز نمی‌شه و باید تمرین کنی و اینا. خلاصه عمل مشکلی هست و یک ماه هم دردسر داره. ای تویی که الان داری این مطلب رو می‌خونی و فکت سالمه و مشکلی نداره، خدا رو انصافا شکر کن که قرار نیست گیر این دردسرها بیفتی. برای کسانی هم که این عمل رو در پیش دارن بگم که به خوشگلی بعدش فک کنن (البته عمل من همه‌ش زیبایی نبود و گفتند فکت انحراف داره و ممکنه مشکل برای لثه‌ات پیش بیاد و دندون‌هات بریزه و اینا) خود عمل و یک ماه بعدش زود می‌گذره. الان حدود 15 روز از عمل من گذشته. نصف شده. ای‌خدا. زودتر 10 شهریور رو برسون.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">سه‌‌شنبه، 23 مرداد 86:</font><br />
اتفاق خاصی و قابل بیانی رخ نداد.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">چهار‌شنبه، 24 مرداد 86:</font><br />
مثل روز قبل فقط «زندگی» کردم، همین.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">پنج‌‌شنبه، 25 مرداد 86:</font><br />
می‌تونم بگم تقریبا دیگه به بسته بودم دهانم عادت کردم و این مساله مشکل خاصی واسم ایجاد نمی‌کنه. در کل اوضاع میزونه و گذر روز‌ها رو نظاره می‌کنم. راستی باید بگم که این دوران باعث شده که من تقریبا با «سوپ»‌ آشتی کنم و به عبارت بهتر باهاش آشنا باشم. آخه تا قبل از این «سوپ» دوست نداشتم و اصلا نمی‌خوردم. این روزها مجبورم که سوپ رو «میکس» کنم و بخورم. در واقع تنها غذایی هست که می‌تونم بخورم. شما بودید از گرسنگی می‌مردین یا «سوپ» می‌خوردین؟ البته بگم‌ها سوپ داریم تا سوپ. سوپ‌هایی که من این مدت خوردم در واقع از خوردنشان خوشم می‌یومد، نه این‌که زور زوری بخورم. بفرمایید آب پرتغال!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">جمعه، 26 مرداد 86:</font><br />
امروز خیلی خوش گذشت. جدا و انصافا. فقط نگین چی شد و چی نشد که عمرا نم پس بدم. راستی دیروز که رفته بودم سلمونی، آرایشگر می‌گفت موهات وسط سرت خالی شده ها !! ما رو می گی؟ نزدیک بود سکته کنیم. آخه من به پر پشتی مو شهرت داشتم پیش آرایشگر‌ها. بعد که پیگیری لازم به عمل اومد، مشخص شد از عوارش بی‌هوشی و بعدش هم کم‌خونی هست و باید خودم رو تقویت کنم. ضمنا خواهرم (که ایشون هم پزشک هستند و داره دکترای تغذیه می‌گیره و پوست و مو هم کار می‌کنه) بهم گفت که باید قرص‌های تقویتی بخوری و اینا. خلاصه دارن شدیدا روم کار می‌کنن!!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌شنبه، 27 مرداد 86:</font><br />
خبر خاصی نبود به جان شما. در راستای این‌که دارن روم کار می‌کنند، یه چیزی رو یادم رفت بگم. دیشب به اصرار مامان ِ گرامی، داداشم واسم یه آمپول تقویتی ب کمپلس ب 12، آورد و زد و کلی هم سوخت. بابا بذارین زندگیمونو بکنیم! حالا یه خورده ضعیف و لاغر شدیم، نمردیم که!!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌یک‌شنبه، 28 مرداد 86:</font><br />
بیست روز گذشت! خیلی زود گذشت‌ها. فقط حدود ده روز دیگه باقی مونده :)</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌دوشنبه، 29 مرداد 86:</font><br />
هیچی. دیگه رسما مشکلی ندارم و مثل یک آدم عادی شدم (یعنی قبلش غیرعادی بودم!؟) فقط یه کوچولو ورم دارم هنوز، فکم با سیم قفله و دیگه اینکه هیچی! جالبی قضیه رو داشته باشید که خونواده می‌خوان برن شمال!! تو این هیری‌ویری شاید من هم رفتم. راستی "لاغر می‌شویم!!"</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌سه‌شنبه، 30 مرداد 86:</font><br />
کماکان زندگی می‌کنیم و آخر شب‌ها کمی گرسنگی می‌کشیم. برای مبارزه با نفس پرخور من روشی است بسی خوب.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌چهارشنبه، 31 مرداد 86:</font><br />
خب، خاندان امشب رفتن شمال. یکی دو سه روزه. بنده هم نرفتم. آخه خودت فک کن خاندان پاشن برن یه رستورانی جایی غذا بخورن، بعد من همین‌طوری بشینم و نگاشون کنم!؟ آخه خوبیت داره بوی جوجه و چلو کباب به مشام اکثرا گرسنه‌ی من برسه و خودش نه؟! نه اصلا خوب نیست. پس نمی ریم و می‌شویم «تنها در خانه»</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌پنج‌شنبه، 1 شهریور 86:</font><br />
گزارشی از غذای یومیه من در این روزها؛ صبح یک لیوان چای و یک لیوان از معجون معروف (این وعده حدود ساعت 8 سرو می‌شه، ضمنا یک لیوان از همین معجون رو می‌گذاریم در یخچال)، رفتن به مجل کار و نوشیدن دو لیوان چای شیرین قند پهلو، بازگشت به خانه در حدودای ساعت 4 و خوردن اون یکی لیوان معجون، خوردن سوپ میکس شده به همراه یک نصف لیوان نوشابه، خورده دسر کاله (زعفرونی یا کاکائویی)، میل کردن یک لیوان آب هویج بستی در آخرای شب (طبیعتا بستنی‌اشهم سنتی است)، اگر آب میوه خوب در طول روز گیرمان بیاید که میل می‌کنیم، قبل از خواب هم کمی دیگر از سوپ‌مان را می‌خوریم، مسواک، شست‌وشوی دهان با سرم قند و نمک و سپس «می‌خوابیم» انصافا شما بودین با این اوضاع زنده می‌موندین!؟ راستی یک موردی، الان کاغذی که منشی دکتر بهم داده بود رو نگاه کردم دیدم برای باز کردن تاریخ زده 12 شهریور! وای. انصافا من تحمل دو روز اضافه شدن به این قضیه رو ندارم. الان هم که دیگه مطب نیستند. شنبه زنگ می‌زنم«گیس و گیس‌کشی»</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌جمعه، 2 شهریور 86:</font><br />
یک جمعه‌ی خوب و دوست‌داشتنی و لذت‌بخش در خانه‌ی یک «مهمان ویژه»</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌شنبه، 3 شهریور 86:</font><br />
خب به‌خیر گذشت. به منشی دکتر زنگ و زدم و با چک و چونه همون شنبه، 10 شهریور می‌رم برای باز کردن. اینجا تهران است، صدای من را از روی صندلیم می‌شنوید «فقط یک هفته دیگه مانده است»</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌‌یک‌شنبه، 4 شهریور 86:</font><br />
تازگی‌ها حس می‌کنم یکی از دندان‌های عقبم لق شده است. احساس عجیبی است. هی هم می‌خوام کاری به کارش نداشته باشم‌ها ولی مواقعی که بیکار می‌شم (مثلا وقتی که تو مترو نشسته‌ام) باهاش ور می‌رم و زبونم رو بهش می‌زنم ویه احساس‌های عجیبی می‌کنم. پیش خودم می‌گم خوب دیوونه اگه واقعا لق شده باشه و تو با زبون زدن‌هات و فشار‌های بی‌موردت اونو بکنی، می‌خواهی چه غلطی بکنی؟ فکت که باز نمیشه که دندون رو در بیاری که. مجبوری قورتش بدی. خلاصه شرایط خوبی نیست. وقتی باز کردم دهنمو بهتون می‌گم که دندونم لق بوده یا خیر. (از اونجایی که دو تا فک کاملا به هم قفل شده‌اند، نمی‌شه دقیق در مورد دندان و لق بودن یا نبودنش اظهار نظر کرد)</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌دوشنبه، 5 شهریور 86:</font><br />
داریم به روز موعود نزدیک می‌شیم. از طرفی خیلی می‌ترسم از بازکردنش. یعنی می‌گم دوباره نکنه بخوان آمپول مامپول بزنن واسه بی‌حسی و اینا (که بعید می‌دونم) نکته دیگه‌ایی هم که واسم عجیبه اینه که اینا چه جوری دو تا فک رو بهم قفل کردن، یعنی سیم‌هایی که به هر ردیف از دندون‌هام وصل شده چه جوری به اون‌ها محکم شده! عجیبه. سیم‌پیچی عجیبیه داخل دهنم! خدا به خیر کنه بازکردنشو. اوه اوه یه چیز جالب واستون بگم. چند وقتیه که پس از مسواک زدن و همراه با (تی‌تیش‌مامانی‌ها نخونن) آب دهنم، قطعاتی از نخ بخیه هم خارج می‌شه! یکی دو روز پیش، یه نخ بخیه تقریبا طولانی ( شاید چهار پنج سانت) دیدم و گرفتم کشیدمش، نگو از یک طرفش هنوز به محل بخیه‌های لثه‌ام وصل بود! آخه یه سوزش عجیبی داشت که نگو. دیروز هم در این سمت دهنم، همچین نخی کشف شد. هی می‌گم بذار بکشمش دیگه! یه خورده خون می‌یاد دیگه. ولی نه، من از این جربزه‌ها ندارم.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌سه‌شنبه، 6 شهریور 86:</font><br />
پنج‌شنبه هم که تعطیل شد و امشب هم که شب نیمه شعبان است و کلی میوه و شیرینیه که پخش می‌شه و من نمی‌تونم بخورم. فقط شربت.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌چهارشنبه، 7 شهریور 86:</font><br />
زندگی عادی و معمولی و انتظار برای رسیدن «دهم»!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌پنج‌شنبه، 8 شهریور 86:</font><br />
پسفردا، ساعت پنج، جردن، مطب دکتر مسگرزاده. امیدوارم باز کردنش با سختی و درد همراه نباشه. البته بعدش هم مسکه باید یک سری چیز میز بگذارم داخل دهنم که آمار اون رو هم می‌یادم می‌دم، نگران نباشید. قبلش هم قراره یه عکس بگیرم. حالا می‌دونید جالبی کار چیه؟ عکس بگیرم و ببرم پیش دکتر و بگه هنوز زوده و باید یه مدت دیگه هم بسته باشه. نه خدااااااااااااااااااااا !!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌جمعه، 9 شهریور 86:</font><br />
هیچی. منتظر فردا هستم تا ببینم چی می‌شه. یکی از ویزیتورها هم که قبلا عمل کرده بود، در خصوص بازکردن سیم‌ها و اینا یه چیزایی گفت که ترسم از بین رفت تقریبا. دمت گرم هادی جان، دوست ژاپنی من.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌‌شنبه، 10 شهریور 86:</font><br />
و اما شنبه ده شهریور. ساعت پنج با خانم‌خانوما رفتیم دکتر. یه خورده نشستم و بعد دیدم که صدام می‌زنن. رفتم و خوابیدم رو تخت و خانوم دکتر شروع کرد به کار. منم هی الکی می‌ترسیدم. خانم دکتر پاک آبرومون رو برد و گفت آخه ترس نداره که. پسرها معمولا نمی‌ترسن و اینا. خلاصه اتصال بین فک بالا و فک پایین رو که با سیم بود، جدا کرد. یعنی سیم‌ها رو برید! وقتی سیم‌ها رو می‌شید یه حس جالبی داشتم. (سیم‌ها هیچ ارتباطی با دهن و لثه من نداشتند و به سیم‌هایی دیگه‌ایی که روی دندونام کشیده شده بودند، وصل بودند) خلاصه این مرحله به خیر و خوبی گذشت و بعد مثل این فیلم‌ها گفت، وقتی من گفتم شما آروم آروم فکت رو باز کن. قبلش هم با دست نشون داد و گفت فکت فعلا یه مقدار کمی باز می‌شه (که مثلا من یهو نترسم و کپ کنم) خلاصه با هزار سلام صلوات فک گرامی رو بعد از یک ‌ماه باز کردم. آروم آروم و یواش یواش. همونطور که گفته بود زیاد باز نشد. بعد بهم گفت باید تمرین کنی و کم‌کم از امشب شروع کنی به جویدن چیزهای نرم. بعد یک کش بین فک بالا و فک پایین انداخت و گفت حتما از این‌ها استفاده کن و موقع غذا خوردن در بیار. بعد هم بهم گفت کجاها رو کش بندازم. دو تا کش هست که فک بالا رو وصل می کنه به فک پایین. ولی کشه! یعنی کش می یاد و در حالی که کش بین دو فکم هست، می‌تونم دهنم رو باز و بسته کنم (و برای تمرین بیشتر باید این کار رو انجام بدم) یک سری کش هم بهم داد که گفت ممکنه پاره بشه و اینا. خلاصه کارم پیش دکتر ده دقیقه هم طول نکشید. گفت هفته بعد دوباره بیا که ببینیمت. گفت هفته ی بعد که بیایی مطمئنم که دهنت بیشتر باز میشه. نمی‌دونم والا. راستی گفتم حس می‌کنم یکی از دندون‌هام لق شده باشه و اینا؟ همه‌ش فکر و خیال بود. دکتر هم گفت معمولا افراد همچین حسی می‌کنند که اشتباهه. شب موقع برگشت به خونه رفتم «شیرینی پاک» و شیرینی تر واسه خودم خرید (آخی!!) و آروم آروم شروع کردم به خوردن و جویدن. یه خورده هم برنج نرم خوردم. خلاصه این‌که این مرحله هم خیلی خوب سپری شد. راستی دکتره گفته دو سه هفته باید این قضیه کش باشه و بعداش کلا باز می‌کنیم. حالا دیگه زیاد مهم نیست. وقتی که بهش جوید و دهان رو باز و بسته کرد، مشکل خاصی نیست. من فکر می کردم بعد دهم پرونده این قضیه و این پست بسته میشه! ولی مسکه این طور نیست و کماکان ادامه داره ...</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌یک‌شنبه، 11 شهریور 86:</font><br />
دهنم بیشتر از روز قبل باز می‌شه و جویدن هم برام یه خورده راحت‌تر از دیروز شده. راستی حرف زدنم تک زبونی شده. خودم فک می‌کنم چون یک ماه دهنم بسته بوده و زبان به اون فضا عادت کرده. حالا تا بیاد دوباره به این فضا گشاد!! عادت کنه یه خورده وقت لازمه. البته زیاد هم تک زبونی نیست‌ها. یه خورده موقع تلفظ سین. شیرینی تر،  فالوده طالبی و برنج استامبولی خوراک امروزم بود. آخر شب یه پشقاب نیمه پر برنج خوردم که آخرش دیگه فکم خسته شده بود و داشت درد می گرفت. خوب بود خلاصه ;)</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌دو‌شنبه، 12 شهریور 86:</font><br />
وای امروز ظهر وقتی رسیدم خونه ماکارانی خوردم. وای که چقدر خوشمزه بود. خیلی خیلی حال کردم. دهنم یه خورده بیشتر از قبل باز می شه ولی دیگه پیشرفتی نکرده و در همون حد باقی مونده. نمیدونم چقدر طول می کشه بازگشت به دوران «دهان بازی!»</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌سه‌شنبه، 13 شهریور 86:</font><br />
یاد روزهای معجون آبکی خوری بخیر، امروز ناهار در محل کار خورشت قیمه خوردم. وای چه فازی داد. فعلا خبری خاصی نیست و منتظرم که شنبه دوباره برم پیش آق دکتر برای بازدید!!</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌‌شنبه، 17 شهریور 86:</font><br />
دیروز رفتم دکتر و یک نگاهی کرد و گفت اوضاع خوبه. قرار شد این سیم‌ها رو هم سه هفته دیگه باز کنه. دو هفته دیگه هم گفت دوباره بیا ببینمت. فعلا پرونده اینجا رو می بندم تا سه هفته دیگه که بخوام بازش کنم. چند روز دیگه هم ماه رمضون شروع می‌شه و من باید دوباره مثل یک ماه گذشته روزه بگیرم :) راستی دیشب پیتزا خوردم! کم‌کم دیگه می‌تونم همه چیز بخورم. فعلا گاز زدن یه خوردن سخته ولی می‌تونم بجوم.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">شنبه، 14 مهر 86:</font><br />
قرار بود چند روز پیش سیم‌ها رو باز کنم ولی دیر رسیدم (یه چهار پنج دقیقه) و اون خانوم دکتر رفته بود و افتاد برای شنبه (امروز) با ترس کامل رفتم روی صندلی نشستم. چون روزه بودم، خودش گفت یه چای و خرما بخور که ضعف نکنی (می‌دونست که قرار چه بلایی!! سرم بیاد) خلاصه خوردم و با کسی ترس و لرز منتظر شدم. اول که کلی آمپول بی‌حسی به لثه هام زد. بعدش عملیات شروع شد. می تونم بگم وحشتناک بود. (حالا نه به این غلیظی) ولی خب درد داشت. یه جوری داشت این سیم‌ها رو از دور و اطراف دندون‌هام در می آورد که فک می کردم الانه که دندونم از جا در بیاد. از بس که خفن بود کار. یه جورایی حس می کردم برخی از این سیم‌ها رو، داخل لثه‌ام گذاشته بودند. (دفعه پیش که اومده بودم پرسیدم حتما باید بی حس بشه و این کار توسط دکتر انجام بشه؟ گفتند معلومه که باید بی حس بشه و گرنه اذیت می‌شی. راست گفته بودند بنده‌خداها) خلاصه کار تموم شد. من بودم و دهن بی حس و خون‌هایی که می اومد بیرون. یه خورده دهم رو در دست‌شویی شستم و بعد خداحافظی کردم و تشکر. از مطب دکتر بیرون اومدم. این آخر سفر من به مطب دکتر مسگرزاده بود.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">‌‌‌خلاصه:</font><br />
در کل عمل خوبی بود و یک عالمه خدا رو شکر.</p>

<p><br />
<font color="#800080" style="font:bold 15px arial">دوشنبه، 17 دی 86:</font><br />
حدودا 160 روز از عملم می گذره. ورم‌ها به میزان خیلی زیادی خوابیده و یه خورده بسیار کم داخل دهانم ( سمت بینی و ...) بی حس و سنگین و یه جورایی گس هست. خیلی کم البته. فقط یه خورده حساسیت در دندون عقب (آسیا) سمت راستم حس می‌کنم. همین.</p>

<p><br />
اگه سوالی در خصوص این عمل داشتین، کامنت بذارین، سعی می‌کنم جواب بدم.</p>
<br />


<b><a href="http://weblog.azemat.com/archives/006957.php#comments" title="Comment on: آنچه که باید در خصوص یک عمل جراحی فک و صورت بدانید!"> &#1606;&#1592;&#1585;&#1575;&#1578;</a></b>: 34 &#1593;&#1583;&#1583;<br />

<a href="http://enotes.blogsome.com" rel="nofollow">بهادر</a> &#166; 
Jul 28, 2007 10:39 PM<br />
امیدوارم خیلی زود خوب بشی و به آغوش گرم بلاگستان برگردی. نترسیا. <br />
<a href="http://weblog.shaar.com" rel="nofollow">parviz</a> &#166; 
Jul 29, 2007  9:14 AM<br />
برایت آرزوی سلامتی دارم . . <br />
<a href="http://weblof.com" rel="nofollow">nariman</a> &#166; 
Jul 29, 2007 10:00 AM<br />
به سلامتی، منتظرتیم<br />
<a href="http://ddl2.ir" rel="nofollow">roozbeh</a> &#166; 
Jul 29, 2007  1:14 PM<br />
الان باید زیر تیغ باشی<br />
<a href="http://mazloomi.blogspot.com" rel="nofollow">احسان</a> &#166; 
Jul 30, 2007  5:30 PM<br />
امیرجان امیدوارم سالم و بهتر از قبل از زیر عمل بیای بیرون. بعد دوتا عکس هم بذار به سبک (قبل از عمل-بعد از عمل ) که ما هم بشناسیمت. وگرنه ممکنه فکر کنیم دی کاپریو اومده ایران :)  برای تبریکت هم ممنون. <br />
منیری &#166; 
Aug  1, 2007 10:10 AM<br />
ابرات آرزوی سلامتی دارم. عکسی رو که احسان گفت یادت نره فقط :-)<br />
مهیار &#166; 
Aug  1, 2007  1:18 PM<br />
سلام مهندس ، ای شاا... زودتر همه چیز اوکی می شه ، عزیز کاش یه دونه عکست رو قبل و بعد از عمل می ذاشتی تو وبلاگ تا ما هم با شما بیشتر آشنا شیم که اگر تو خیابون زیارتت کردیم عرض ادب کنیم، هم نتیجه کار دکتر رو ببینیم!!! 
شاد باشی عزیز<br />
<a href="http://www.smtanha.blogfa.com" rel="nofollow">سایه</a> &#166; 
Aug  1, 2007  5:44 PM<br />
خاطرت خيلي بامزه بود اميدوارم هر چه زود تر خوب شي 
برات آرزوي سلامتي دارم <br />
داریوش &#166; 
Aug  1, 2007  6:30 PM<br />
خدارو شکر که تا اینجابه خیر گذشته<br />
<a href="http://www.smtanha.blogfa.com" rel="nofollow">سایه</a> &#166; 
Aug  2, 2007 12:19 PM<br />
خوب خوبه مثل اينكه روز به روز داري بهتر ميشي 
اميدوارم كاملا خوب شي 
به ما هم يه سر بزن<br />
دوستت &#166; 
Aug  2, 2007 12:22 PM<br />
امیدوارم زودتر خوب بشی ... این روز ها زود میگذره - به 4 هفته بعدش فکر کن <br />
<a href="http://htttp://rooh1.blogspot.com" rel="nofollow">روح بازیگوش</a> &#166; 
Aug  2, 2007  5:27 PM<br />
سلام امیر جان . خاطراتت کلی بامزه بود و روحیه ای مثل تو میخواد که خاطرات عمل و بیمارستانو اینطوری تبدیل کنه به یه چیز جالب . خوشحالم که خوب و خوشی و امیدوارم زودتر خوب خوب بشی .<br />
farzaneh &#166; 
Aug  2, 2007  6:53 PM<br />
به به! خدا روشکر می بینم که به سلامتی عمل جراحیتون انجام شده و حالتون خوبه.ان شاءالله بهتر هم میشید.<br />
<a href="http://www.zistgah.com" rel="nofollow">علیرضا اکبرپور</a> &#166; 
Aug  4, 2007  3:54 PM<br />
امیدوارم هر چه زودتر سلامتی کامل حاصل شود و محتاج همکاران برادر گرامی نشوید !!
یکی از همکاران برادر گرامی شما !!<br />
sara &#166; 
Aug  4, 2007  9:07 PM<br />
سلام.ببخش مزاحمه استراحتون شدم.می خواستم بدونم مشکل فک شما چی بود؟ چون ماله من اپن بایت هست الان هم ارتو دونسی دارم.من هم قراره برم پیشه دکتر مسگر زاده .میشه بیشتر توضیح بدی در مورد عملت. دو تا فکتم جراحی کردی؟جراحی رو قیافت تاثیر گذاشته؟لطفا زود جواب بدینsara_83622003@yahoo.com  <br />
<a href="http://www.kazemi.ir" rel="nofollow">hamid reza kazemi</a> &#166; 
Aug  5, 2007  1:49 AM<br />
سلام
خیلی خوبه که خوب شدی
موفق باشی امیرجان بیهوشی عوارض نداشت و اذیتت نکرد؟<br />
صادق &#166; 
Aug 19, 2007  6:11 PM<br />
سلام امیدوارم که زودتر خوب بشین بعد میخواستم بدونم که چند سال دارین و آیا ارتدونسی هم انجام دادین یا نه یعنی در زمان ارتو عمل شدین ؟<br />
صادق &#166; 
Aug 19, 2007  6:52 PM<br />
دوباره سلام میخواستم بدونم که کدوم فک تون مشکل داشت بلایی یا پایینی یعنی فک پایین جلو تر از فک بالا بود یا برعکس . <br />
<a href="http://mazloomi.blogspot.com" rel="nofollow">احسان</a> &#166; 
Aug 21, 2007  2:32 PM<br />
دیروز تو متروی مطهری یکی رو دیدم شبیه دی کاپریو بدو. یه نمه آشنا می زد. تو نمیدونی کی بود؟
مبارکه آقا. فکر کنم دیدن داری حالا<br />
جمال &#166; 
Aug 21, 2007  5:58 PM<br />
با سلام ميخوستم بدونم ايا ارتودنسي انجام دادين وايا هر دو فك بالا وپايين عمل كردين وچند ساعت بيهوش بوديد وبعد از عمل دردزيادي داشتيد يا نه ممنون ميشوم اگر جواب دهيد چون من هم قرار است عمل كنم چون فك پايين من جلو رفته ودر اخر شما چند سال داريد با تشكر<br />
ارش &#166; 
Aug 22, 2007 11:25 PM<br />
"امیرجان امیدوارم سالم و بهتر از قبل از زیر عمل بیای بیرون. بعد دوتا عکس هم بذار به سبک (قبل از عمل-بعد از عمل ) که ما هم بشناسیمت. وگرنه ممکنه فکر کنیم دی کاپریو اومده ایران :) برای تبریکت هم ممنون."اصلا از اين شوخي موخي ها نكن كه نفر اول خدمم
در ضمن از آقا امير هم به خاطر بي معرفتيم شرمندم
اميدوارم هميشه (مثل هميشه) همون امير با حال و خوش اخلاق و خوش تيپ باشي
دوست دارت آرش
راستي تو هميشه خوش تيپي چون :
صورت زيباي ضاهر هيچ نيست
اي برادر سيرت زيبا بيار
<br />
ارش &#166; 
Aug 22, 2007 11:28 PM<br />
امير راستي آمار پست رو داري 1024
راستي ادرس سايت رو دكتر هام بده
خيلي حال مي ده 
مي تونه به صورت كاملا زنده اوضاع  رو دنبال كنه<br />
erfan &#166; 
Aug 26, 2007  3:09 PM<br />
م