بازگشت به صفحه اصلی
بازگشت به صفحه اصلی
آرشیو ماهانه روزنوشت ؛ May 2008
دوشنبه، ۶ خردادماه ۱۳۸۷
«می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آن را می پذیرم. اما می گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقوا است.»

شهید چمران
خبر خاصی نیست
پنجشنبه، ۱۹ اردیبهشتماه ۱۳۸۷
این ترم خیلی زود گذشت (یعنی داره می‌گذره) انگار نه انگار که واسه خودش یه ترم بود. مثل برق گذشت انصافا. دروس وحشتناکی هم دارم این ترم که واقعا باید خدا به خیر کنه (ریاضی مهندسی (که اگه پاس بشه از هر چی ریاضیه راحت می‌شم)، معماری کامپیوتر، مدار یک). ضمنا واسه روشن شدن افکار عمومی (که می‌گن چرا این همه تو دانشجویی!!) باید بگم که من کاردانی‌ام رو در رودهن گرفتم، بعدش هم امتحان کارشناسی ناپیوسته دادم و تهران جنوب قبول شدم. الان هم اونجا مشغول تحصیل هستم! (البته اگه بشه اسمش رو گذاشت مشغول بودن، تقریبا مشغول هر کار دیگری هستم غیر از تحصیل)
یک فیلسوف متفاوت
جمعه، ۱۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۷
مطهری یک فیلسوف بود؛ یک فیلسوف مسلمان. از دکارت و نیوتن خوش‌اش می آمد اما عاشق ملاصدرا بود (اسم نوه‌اش را هم «صدرا» گذاشت). تمام عمرش را به خواندن و نوشتن و بحث کردن گذراند. بیش از آنچه معمول یک فیلسوف است خجالتی و مودب بود. وقت بحث کردن که صدایش بالا می‌رفت، بعدا عذرخواهی می‌کرد. در خانه با همسرش مهربانی می‌کرد. او را به ادامه تحصیلاتش تشویق و وادار کرد؛ 4 پسر و 3 دخترش را هم. خیلی کم شوخی می‌کرد. هر شب قبل از خواب نیم ساعت قرآن می‌خواند. عادت عجیبی هم داشت که وقتی مساله‌ای را نمی‌توانست حل کند، وضو می‌گرفت و می‌خوابید. یک بار خواب دیده بود که با امام خمینی رفته‌اند حج و پیامیر اسلام (ص) هم داخل مسجد الحرام‌اند و به طرف ایشان آمده‌اند. خودش را کشیده بود کنار که اول استادش با پیامبر روبوسی کند و بعد پیامبر او را هم بوسیده بود. همسرش گفته بود: «حتما آقا از سخنرانی‌های شما راضی هستند» ولی خودش حدس زده بود تعبیر خوابش چیز دیگری باشد.
وقتی 3 شب بعد، جوانی (از همان‌ها که وقت فعالیت در حسینیه ارشاد به او ایراد می‌گرفتند) صدایش زد که نامه‌ای به او بدهد و به جای دادن نامه، شلیک کرد بین ابروهایش، آن خواب تعبیر شد.
منبع: مجله همشهری جوان، شماره 163