بازگشت به صفحه اصلی
بازگشت به صفحه اصلی
آرشیو ماهانه روزنوشت ؛ March 2007
چهارشنبه، ۸ فروردینماه ۱۳۸۶
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
عطر نرگس، رقص باد
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش بحال روزگار
نوروز 86 مبارک!
چهارشنبه، ۱ فروردینماه ۱۳۸۶
نوروز امسال که برام خیلی خوب شروع شده، امیدوارم همه‌ی کارها به همین صورت خوب و عالی پیش بره. سال هزار و سیصد و هشتاد و پنج که واقعا سالی پر از غم و اندوه و درد و از این صحبت‌ها بود برام، امیدوارم سال جدید این طور نباشه. حداقل شروعش با اتفاقاتی که داره رخ می‌ره، نشون دهنده‌ی اینه که این طور نیست ... امیدوارم تا آخرش همین‌طور بمونه ... خلاصه عید همه مبارک. صد سال به این سالا !! (عکس رو هم از وبلاگ مولتی متر برداشتم)


- این رو هم بگم که آقا اگه تا حالا از مرورگر Opera استفاده نکردین، بدونید که نصف عمرتون بر فناست. حتما دانلودش کنید و ازش استفاده کنید. حتی اگه مثل من عاشق سینه چاک اف.اف (فایرفاکس) هستید، مطمئنا ترجیح خواهید داد، بعضی موارد از Opera استفاده کنید. مخصوصا جاهای که مجبورید تعدادی زیادی Tab رو باز کنید ... طبیعتا می‌دونید که Opera هم رایگانه!
خدایا چرا من!
دوشنبه، ۲۱ اسفندماه ۱۳۸۵
آرتور اشی قهرمان افسانه‌اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده‌اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه‌هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را براي چنين بيماري انتخاب كرد؟
او در جواب گفت: در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند، 5 ميليون نفر ياد مي‌گيرند که چگونه تنيس بازي کنند، 500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه‌اي ياد مي‌گيرند، 50 هزار نفر پا به مسابقات مي‌گذارند، 5 هزار نفر سرشناس مي‌شوند، 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي‌کنند، چهار نفر به نيمه‌نهايي مي‌رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟ و امروز هم که از اين بيماري رنج مي‌کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من ...
- شرکت در حماسه ملی! 300 the movie
ابو علي سينا
سه شنبه، ۱۵ اسفندماه ۱۳۸۵
ابو علي سينا هنوز به سن 20 سال نرسيده بود كه علوم زمان خود را فرا گرفت و در علوم الهي و طبيعي و رياضي و ديني زمان خود، سرآمد عصر شد. روزي به مجلس درس ابوعلي بن مسكويه، دانشمند معروف آن زمان حاضر شد. با كمال غرور، گردوئي را جلو ابن مسكويه افكند و گفت: مساحت سطح اين را تعيين كن.
ابن مسكويه جزوه هايي از يك كتاب را كه در علم و اخلاق و تربيت نوشته بود ( كتاب طهاره الاعراق) جلو ابن سينا گرفت و گفت: تو نخست اخلاق خود را اصلاح كن تا من سطح گردو را تعيين كنم، تو به اصلاح اخلاق خود محتاجتري از من به تعيين مساحت سطح اين گردو.
ابو علي از اين گفتار شرمسار شد و اين جمله راهنماي اخلاقي او در همه عمر قرار گرفت.