بازگشت به صفحه اصلی
بازگشت به صفحه اصلی
آرشیو ماهانه روزنوشت ؛ August 2006
گوگل و فرستادن بازديدكننده!
شنبه، ۴ شهریورماه ۱۳۸۵
خب عرض كنم خدمتتون كه اين گوگل، خوب چیزی است آقا، خوووب. اگه یادتان باشه که مطمئنم نیست، من یکی دو سال پیش که حال و حوصله بیشتر داشتم، موقع جواب‌های آزمون‌های مختلف که می‌شد، لینک دیدن نتیجه آزمون رو در لینک‌دونی می‌ذاشتم. امروز که آمارگیر وبلاگم را دیدم، دیدم سه چهار روزی است که گوگل داره حال می‌ده و بازدیدکننده می‌فرسته. اون هم به خاطر اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد. فقط در یکی از این روزهای گذشته، حدود هزار نفر با جستجوی عبارت‌هایی مثل «نتایج کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد» به وبلاگ من اومده بودند. جالبی کار اونجاست که تو بعضی از سرچ‌ها، رتبه وبلاگ من از حیث قرار گرفتن در بالای لیست نتایج جستجو، بالاتر از آزمون‌دات‌نت، سایت رسمی دانشگاه آزاد است!
عشق من! اف‌اف!
یکشنبه، ۲۹ مردادماه ۱۳۸۵
به احتمال زیاد برای شما هم اتفاق افتاده که یهویی عاشق بشین. من هم شدم، مدتی پیش بود که به شدت عاشقش شدم، البته بعد از مدتی که در کنارش بودم. الان طوری بهش وابسته شدم که تصور زندگی بدون اون برام واقعا سخته، تصور اینکه یک روز در کنار من نباشه خیلی دردآوره. خیلی خیلی دوستش دارم و خیلی جاها کمکم کرده و کارم رو راه انداخته. البته خب مشابهش زیاده ولی هیچ چیز عشق من نمی‌شه.
آره درست حدس زدین. منظورم «فایرفاکس» مرورگر دوست‌داشتنیه اینترنته. شما هم کار باهاش رو شروع کنید، ضرر نمی‌کنید.
سه شنبه، ۲۴ مردادماه ۱۳۸۵
- این که روزنوشت یه خورده کم شده، زیاد مهم نیست. مهم اینه که مطالب به‌دردبخور وبلاگ زیاد شده. آره قربونش.
- کماکان به مجله‌خوان‌ها توصیه دارم، «همشهری جوان» را از دست ندهند که به نظرم خوب چیزی است.
- یه تیکه از فیلم آبشار تنگه واشی رو هم دارم آماده می‌کنم که وقتی آماده شد می‌ذارم دانلود کنید و اون‌هایی که این آبشار و تنگه رو ندیدن و فقط شنیدن تنگه واشی تنگه واشی، یه چیزی! تو ذهنشون باشه.
- این روزها زندگی بهتر از سابق شده. کلا. همه یه جوری دارن بهم حال می‌دن. شکر.
قرار تنگه واشی
دوشنبه، ۱۶ مردادماه ۱۳۸۵
خوب دیروز بالاخره با هزار بدبختی قرار تنگه واشی جور شد و با 9 تا از بچه‌های دانشگاه رفتیم به این تنگه‌ی باحال و یخ! من و وحید و محمدرضا و عزیز و علی و آرش و حسین و امیر و سامان و ایمان! تقریبا همه کسایی که قرار بود بیان اومدن و کنسلی نداشتیم خدا رو شکر! انصافا جای باحالی بود، مخصوصا اون آبشار آخرش که خیلی سرد و شدت بارشش روی بدن آدم، وحشتناک بود! (من و بچه‌ها چند بار با هم رفتیم زیر اون آبشاره و انصافا فشارش دهشتناک بود!) منی که این همه گرماییم داشتم از سرما می‌لرزدیم! خلاصه ... این‌ها رو هم نوشتم که بعدنا که می‌خونم، خاطرات دیروز برام زنده بشه و کلی حال کنم! به لطف موبایلم کلی فیلم گرفتم که سعی می‌کنم یکی دوتاشو آماده کنم و بذارم ملت دانلود کنن و حالشوو ببرن.
جذابیت‌های ریاضی
چهارشنبه، ۱۱ مردادماه ۱۳۸۵
(اینو یادم نیست از کدوم سایت یا وبلاگ کپی کردم، خلاصه اینکه کپی‌رایتش واسه صاحابش!) عدد 1000 را فرض کنید، 40 را به آن اضافه کنید، حاصل را با یک 1000 دیگه جمع کنید، عدد 30 را به جواب اضافه کنید، با یک هزار دیگه جمع کنید، حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید، 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید، حاصل جمع بالا چنده؟ (احیانا گفتین 5000!؟ پس یک بار دیگه با دقت بیشتر جمع بزنید!)

- درجمعی 100 نفره تعدادی وکیل و مهندس حضور دارند، اگر از هر دو نفر حداقل 1 نفر وکیل باشد، در آن جمع چند وکیل و مهندس داریم؟
(یه خورده اون دوگوله رو به کار بندازین!)
در این جمع 99 وکیل و 1 مهندس داریم.