بازگشت به صفحه اصلی
بازگشت به صفحه اصلی
آرشیو ماهانه روزنوشت ؛ November 2005
سايتي با چند رنك مختلف!
سه شنبه، ۸ آذرماه ۱۳۸۴
قرار نيست جاي دوري برويم، همين نرم افزارهاي رايگان خودمان را عرض مي‌كنم! (منظور از خودمان همان «خودم» مي‌باشد، لطفا جو نگيردتان) صفحه نخست سايت، داراي سه رنك مختلف از جانب گوگل مي‌باشد! يك خورده صبر كنيد تا توضيح بدم. صفحه نخست با اين آدرس داراي رنك 2 و صفحه نخست با اين آدرس داراي رنك 3 و صفحه نخست با اين آدرس داراي رنك 4 مي‌باشد! جالب است. فقط همين.
- مورد ديگر اينكه هر كاري كه من در اين وبلاگ انجام مي‌دهم، مثلا لينكي يا مطلبي اضافه مي‌كنم، اكثرا روي يك دليل درست و حسابي است. به خصوص موارد ويژه. باز هم جو نگيردتان! خودم مي‌دانم دارم چه مي‌كنم.
شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۴
اولا اینکه کل بازیگران سریال شب‌های برره یک طرف، لیلون هم همان طرف، «بگوری» شاعر یک طرف دیگر. انصافا آخره خنده است. ببینید مهران مدیری از یک پیک موتوری (فردی که آخر کار، برنامه ضبط شده را با موتور (راننده یا ترک موتور) به سازمان می‌برد و تحویل پخش می‌داد) چه بازیگری ساخته است ...
- دوما اگر آب دستتان است زمین بگذارید و روی این لینک کلیک کنید تا با بزرگترین طنز معماری قرن در تهران خودمان (!) آشنا شوید. بر و بچز ساکن شهرک شهید محلاتی اگر توضیحات اضافه‌ای دارند، کامنت بگذارند.
چهارشنبه، ۲ آذرماه ۱۳۸۴
تو کارت عروسی یکی از فامیل‌هامون نوشته بود: «یادتونه کوچیک بودیم، هی می‌گفتین ایشالله عروسی‌تون!؟ حالا وقتشه ... حتما بیایید!» البته عبارات دقیقش رو یادم نیست. کلا ایده‌ی جالبی بود. امروز هم یک کارت عروسی به دستمون رسید. برای عروسی پنجشنبه شب هفته‌ی دیگه در لاهیجان! همه چیز ردیفه الا اینکه پنجشنبه‌ها «پایگاه داده‌ها» دارم و بپیچون من هم توی این درس زیاد بوده تقریبا. عروسی رو بچسب، گور بابای ...!
اس‌ام‌اس نامه!
دوشنبه، ۳۰ آبانماه ۱۳۸۴
دیروز یکی از روزهای پر SMS زندگیم بود. باورتان نمی‌شود، رابه‌را اس‌ام‌اس جک و ... بهم می‌رسید! به‌طوری که مجبور بودم اس‌ام‌اس‌ها رو پاک کنم تا جدیدها بیان (آره داداش، ما هنوز همون N620 زاقارت رو داریم! ولی قصد تعویض هم داشته بیدم). غوغای اس‌ام‌اس بود خلاصه! اون هم در رودهن. (گفتم رودهن، لامصب چقدر این رودهن یک‌شنبه‌ها شلوغه. شلوغ واسه دقایق ابتدایی‌شه. باز هم می‌گم باید خیلی زرنگ، فرز و این‌کاره باشی تا ماشین (مینی‌بوس، یا اتوبوس(بنز، ولو و یا ...)) گیرت بیاد. صفی در کار نیست. یا به عبارت بهتر، اکثرا با واژه‌ای به عنوان «صف» غریبه هستند. رسما هیچ فکری هم نمی‌شود به حالش کرد. اکثر روش‌ها تست شده ولی امان از جواب! ولی مثل اینکه خدا با ماست. من هم زود سوار می‌شوم (برای رفت) و هم زود سوار می‌شوم (برای برگشت). اگه بشه چند تا عکس از ...! راستی حیف که اینجا خانواده رفت‌و‌آمد داره وگرنه چند تا SMS می‌ذاشتم، حالی به حولی!
پرانتزنامه
شنبه، ۲۸ آبانماه ۱۳۸۴
اولا امشب (امشب نسبت به تاریخ نگارش مطلب، نه هر وقتی که شما آن را بخوانید!) هر کاری که دارید (البته تعداد کمی از شما، شب‌کارید)، رهایش کنید (با احتیاط البته)، یا حتی اگر آب دست‌تان است (حتی آب معدنی)، بگذارید زمین (حواستان باشد، روی فرش نریزد، وگرنه بوی گندش حال شما را خواهد گرفت)، اگر تلویزیون (ترجیحا رنگی (اگر رنگی نبود، سعی کنید آن را بفروشید و یک رنگی بخرید (یا کرایه کنید))) ندارید، سعی کنید یکی بخرید (یا کرایه کنید)، یا اگر هیچ‌کدامش مقدور نیست (که البته به جیب شما (صد البته آن جیب شما که کیف پول شما (صد البته کیف پول واقعا حاوی پول یا دسته چک) در آن قرار دارد) بستگی دارد)، یک جایی (مثلا خانه‌ی دوستی، فامیلی (فامیل درجه یک (اگر نشد، دو) باشد که چه بهتر)) تلپ (Telep) شوید و بازی امشب (مراجعه شود به خط اول) « رئال‌مادرید » و « بارسلونا » را از دست ندهید. دوما، بازی را ببینید که غوغایی‌ست.
چهارشنبه، ۲۵ آبانماه ۱۳۸۴
هفته‌ی دیگه یه چیزی می‌شه که ممکنه جواب بده، ممکن هم هست که جواب نده. ممکنه شما بفهمید که اون چی بوده و ممکن هم هست که نفهمید. اگه جواب نده که اصلا خودمو ضایع نمی‌کنم و چیزی نمی‌گم (البته اگه اون‌هایی که فهمیدن لو ندن) اگر هم جواب داد که ممکنه بگم، ممکن هم هست که نگم. البته احتمالش که بگم بیشتره. کلا اولین تجربه توی این زمینه هست و نمی‌دونم چی می‌شه ولی یه خورده بهش خوش‌بینم (ببینید من کاری رو که یه‌خورده هم بهش خوش‌بین باشم، انجام می‌دم. این هم درس اخلاقیش) حال کردین مدل «مرموزانه» برداشتم؟
یه چیز جالب دیگه
یکشنبه، ۲۲ آبانماه ۱۳۸۴
کلمه امیر را در گوگل جستجو کنید! دومین نتیجه وبلاگ من است. جالبی کار هم اینجاست که نتیجه اول سایت دانشگاه امیرکبیره! اینجا رو ببینید. برای خودم که خیلی جالب بود. شما را نمی‌دانم.
- فیلم «عروس فراری» را هم دیدم. بعد از اون‌ همه تبلیغی که قبل از شروع فیلم‌ها در سینماهای مختلف، ازش دیدم بودم. بدک نبود. لوس بود یکمی. به پای فیلم‌های باکلاس عمرن نرسه!
- امروز توی مسیر برگشت از رودهن، سوار اتوبوس، خنده‌بازاری بود. به گمانم یک‌سری بچه‌های کشاورزی بودند که اتوبوس را به گند کشیده بودند. بساطی بود. باید بودید و می‌دیدید. اگر بدانید با چه جان کندنی سوار اتوبوس شدم. حکایتی داریم ما برای خودمان در این رودهن ...! امروز یه چیز محکمی از در این اتوبوسه کنده شد ... راننده باید بداند کجا آمده است!
یک چیز جالب!
جمعه، ۲۰ آبانماه ۱۳۸۴
هیچ می‌دونستین پیج‌رنک صفحه اصلی سایت برنامه موویبل‌تایپ 9 هست؟ و همچین پیج‌رنک صفحه اصلی یاهو هم 9 می‌باشد. یاهو با اون عظمتش کجا و سایت ام‌تی کجا ... گوگل باید پیج‌رنک یاهو را هم ده کند وگرنه یه جورایی خودش را ضایع کرده است!
چهارشنبه، ۱۸ آبانماه ۱۳۸۴
بس است! دیگر در مورد طراحی بنر ایمیل نزنید (حداقل فعلا!). دست همه بچه‌هایی که در خصوص طراحی بنر، ایمیل زدند و یا حتی طرح آماده کردند و به‌یک‌باره ارسال کردند، درد نکند. انصافا خیلی دوستان و بازدیدکنندگان خوبی دارم. به راستی که به خوبی قدرشان را نمی‌دانم. امیدوارم اوضاع بهتر شود و آن‌ها نیز بیشتر بپسندند وضعیت را.
چندی پیش فیلم «کافه ترانزیت» را هم دیدم. انصافا خیلی قشنگ بود و کلی هم به دلم نشست. بازی پرویز پرستویی و اون خانومه (همون نقش اوله که الان اسمش یادم نیست) هم حرف نداشت. مخصوص راه رفتن پرویز پرستویی.
طراحی یک بنر
شنبه، ۱۴ آبانماه ۱۳۸۴
من از همون اولش هم می‌دانستم که در کارهای گرافیکی انصافا هیچ استعدادی نداشته و فعلا هم ندارم! (آینده را نمی‌دانم) نتیجه‌اش را همین بالا می‌توانید ببینید. (بنر فعلی مربوط به اسکریپت تماس با ما) انصافا به نظر خودم که خیلی ضایع است! چه برسد به نظر شما.
روی همین حساب می‌خواهم که یک گرافیست برایم یک بنر 468 در 60 ثابت (و نه متحرک) طراحی کند و به ازایش یک بسته «اسکریپت تماس با ما» را دریافت کند. هر کسی که فکر می‌کند یک گرافیست خوب است و این کار برایش به صرفه است، یک ایمیل به من بزند تا توضیحات را بدهم بهش. ( کامنت باز است ولی برای انجام کار حتما باید ایمیل بزنید. از طریق فرم، ایمیل ارسال می‌شود! نگران نباشید) اگر کسی هم فکر می‌کند که طراحی یک بنر 468 در 60 توسط او، خیلی خیلی بیشتر می‌ارزد تا یک بسته اسکریپت تماس با ما، لطفا خودش و من را خسته نکند و ایمیل نزند. منتظر ایمیل‌هاتون هستم پس!
Help نوشتن
چهارشنبه، ۱۱ آبانماه ۱۳۸۴
باز هم از بر و بچز ممنونم به خاطر اون مساله پاک شدن و ...! چند وقتی است دارم راهنمای فارسی کامل برای همین اسکریپت تماس با ما می‌نویسم. انصافا که عجب کار سخت و خسته‌کننده‌ای است. یادمه یک روزی عزیز آشفته می‌گفت که هلپ نوشتن یکی از سخت‌ترین بخش‌های آماده کردن یک نرم‌افزاره. بنده خدا راست می‌گفت. من الان دقیقا این موضوع را حس می‌کنم. ولی خودمونیم‌ها، عجب راهنمای توپسی شده ... فقط خود این راهنمای فارسی‌ش کلی می‌ارزه (که توش آموزش ساختن یک فرم تماس با ما هم موجوده) راستی ... هنوز هم آماده نشده و یه چند روزی با توجه به تنبلی و وسواس من کار داره. شرمنده همه مشتری‌هایی که ایمیل زدن برای خرید و هنوز منتظرن. به زودی زود ...!