بازگشت به صفحه اصلی
بازگشت به صفحه اصلی
آرشیو ماهانه روزنوشت ؛ December 2004
سفر دو سه روزه.
چهارشنبه، ۹ دیماه ۱۳۸۳

- توي اين هيري بيري و نزديكي‌هاي امتحانات ( اي واي! هيچي نخوندم! خدا به خير كنه ) دارم مي‌رم يه سفر دو سه روزه. شنبه بر‌مي‌گردم! خلاصه در اين مدت كه نيست، سفت و محكم همه چيز رو نگه داريد. به رضازاده هم راي بدهيد، جاي دوري نمي‌ره. درضمن به بركت ام‌تي 3 فتوبلاگ خود به خود به‌روز مي‌شه.
- در مورد قالب هم بايد بگم كه آخراشه. اگه اين سفر نبود، تا يكي دو روز ديگه آماده مي‌شد. ولي با اين وجود هم سعي مي‌كنم اوايل هفته‌ي ديگه بفرستمش روي آنتن. ( اين تاخير هم به خاطر وسواس من و تعدد قالب‌هاست! )
- جدا وقتي خودم هم اين قالب فعلي رو مي‌بينم، حالم به‌هم مي‌خوره. بيچاره شما‌ها.
- راستي نمي‌گم كجا دارم مي‌رم.
هر روز دو عكس تازه
دوشنبه، ۷ دیماه ۱۳۸۳
در اقدامي جالب و به بركت ام‌تي 3 ، هر روز در راس ساعت‌هاي 12 ظهر و 12 شب، يك عكس جديد به طور خودكار به فتوبلاگ اضافه مي‌شود! حتما سر بزنيد! حرفي، سخني، نظري هم در مورد فتوبلاگ اگه داشتين، همين زير بنويسيد.
یکشنبه، ۶ دیماه ۱۳۸۳
عجب باروني مي‌ياد پسر! هوا دو نفره ‌ايه!
جمعه، ۴ دیماه ۱۳۸۳
نمي‌دونم چند روز پيش مجموعه‌ي « كمربند ها را ببنديم » ديديد يا نه!؟ آخرش بود. اداي برنامه 90 رو در آورده بودند. اسم برنامه رو هم گذاشته بودند، شصت. يكي رو پيدا كرده بودن، كپ فردوسي پور! انگاري كه خودش بود. حركات دستش، لحن صحبتش، جملاتش و خلاصه همه چيش! خيلي فاز داد. حالي برديم!
من، شرق، ام‌تي!
سه شنبه، ۱ دیماه ۱۳۸۳
اين هم اولين مطلب من در روزنامه شرق! وبلاگتان را با MovableType منتشر سازيد! اين مطلب رو چهارشنبه شب، ساعت 11 شب نوشتم! ( چهارشنبه‌ي يكي دو هفته پيش! ) قضيه هم فوري بود. بايد همون شب براي خانم مومني ارسال مي‌كردم! بخونيد اگه مشكلي داشت، خوشحال مي‌شم بگين.
دوشنبه، ۳۰ آذرماه ۱۳۸۳
از آفلاين‌هاي رسيده، ايميل‌هاي رسيده، اس‌ام‌اس‌هاي رسيده، هندوونه‌هاي قرمز، صف‌هاي طويل شيريني‌فروشي‌ها، شلوغ‌ پلوغ بودن خونمون ( يعني اينكه ما واسه خودمون گنده‌ي فاميليم!! ) و كلي عوامل ديگه، مي‌شه فهميد كه امشب شب يلداست! ياور جوجه‌هاتون ( يا يه چيز تو اين‌ مايه‌هاتون ) رو استاد كنيد!
شنبه، ۲۸ آذرماه ۱۳۸۳
امروز هم رفتيم فيلم دوئل رو ديديم! ( محض اطلاع در سينما فلسطين ) پسر عجب فيلميه! آدم كفش ( به فتح ك و كسر ف ) مي‌گرخه! ( به ضمه گ و كسر خ ) آدم حس مي‌كنه اين انفجارها و وقايع كنار دستش صورت مي‌گيره! يه چيز تو مايه‌هاي سينما 2000 شهربازي!! اگه نديدين، حتما برين ببينيد تا نصف عمرتون به فنا نرفته باشه!
آپديت خودكار
پنجشنبه، ۲۶ آذرماه ۱۳۸۳
توي MT 2.64 يا MT 2.xx كسي راهي، روشي، پلاگيني چيزي براي آپديت خودكار وبلاگ يا همان پست به آينده سراغ داره!؟ خيلي برام مهمه. ( درضمن مي‌دونم كه اين امكان در MT 3 به بعد وجود داره، ولي من براي MT 2.64 مي‌خوام ) هر راه و روشي كه به ذهنتون مي‌رسه رو لطفا در كامنت بنويسيد.
من از اين روش براي پست به آينده استفاده كرده‌ام، ولي جواب نمي‌ده و در موعد مقرر مطلب رو پست نمي‌كنه. هيچ اروري هم نمي‌ده! درضمن اين روش هم هست، ولي زياد جالب نيست. كسي روش ديگه‌اي سراغ داره؟
سه شنبه، ۲۴ آذرماه ۱۳۸۳
خب طرح اصلی قالب آماده شده و فقط مونده کدنویسیش و اینها! که البته به خاطر تعداد قالبها ( روزنوشت، لینکدونی، بخش دانلود و ... ) یه خورده ممکنه طول بکشه! البته فقط یه خورده. دیدید میگفتم این تو بمیری ها از اون تو بمیری ها نیست!!
هی ما بگیم، شما باور نکنید! اینکه نشد زندگی آخه!
یکشنبه، ۲۲ آذرماه ۱۳۸۳
يه چيزي كه اخيرا متوجه شدم اينه كه، اين چند وقته چقدر خرجم رفته بالا!! يادم مي‌ياد اون اوايل ( اوايل سال 1300 ، همون زمان‌ها كه دو نفر خيلي بود ) اين قدر خرج نمي‌كردم! اون زمان‌ها يه 50 تومني اگه داشتي، كلي بهت نرمولك ( يه همچين اسمي داشت! ) ، لواشك، آلوچه و تخمه و ... مي‌دادن كه حالشوو ببري!
شنبه، ۲۱ آذرماه ۱۳۸۳
امروز با تني چند از از بر و بچ ( حدودا يك نفر ) رفتيم فيلم «خوابگاه دختران» را ديديم! فيلم جالبي بود، يه نموره هم ترسناك بود! البته از بس توي سينما صداي قرچ قرچ خوردن چيپس و جيغ و داد بچه دبستاني‌ها مي‌اومد، زياد با مفهوم «ترس»روبرو نشديم! يكي نيست بگه بچه تو اون موقع شب اونجا چي‌كار ‌مي‌كني! برو مشقات رو بنويس.
پنجشنبه، ۱۹ آذرماه ۱۳۸۳
نبودين امروز رودهن!! عجب فازي داد. يك هواي دبش برفي! و يك مه خيلي توووپ كه تا توي چشمت هم فرو ميرفت! از بس كه پايين بود، چشم چشم رو نمي‌ديد :-) حيف كه دوربين همراهم نبود اين صحنه‌هاي جالب رو ثبت كنم!
علي كريمي را قهرمان كنيد!
دوشنبه، ۱۶ آذرماه ۱۳۸۳
يكي از دوستان ايميل زده و گفته كه اين رو تو وبلاگ بگم؛ انگار تا چند روز ديگه بازيكن سال فوتبال آسيا انتخاب مي‌شه. به همين خاطر توي سايتش هم يك راي گيري راه انداختن، حالا من نمي‌دونم اين راي‌گيري چقدر در انتخاب نهايي مهمه ولي مطمئن باشيد بدون تاثير نخواهد بود! همين الان به اين سايت رفته و در گوشه سمت راست ( پايين ) به علي كريمي راي بدهيد! تنبلي را بذاريد كنار. يك دقيقه هم وقت نمي‌گيره.
تكميل:
خب مثل اين‌كه علي كريمي، مرد سال فوتبال آسيا شد. تبريك!
یکشنبه، ۱۵ آذرماه ۱۳۸۳
امروز هم كلاس افشين جون رو، خيلي مامان پيچونديم! آقاي مودوليتور كه هفته‌ي پيش گفته بود نمي‌ياد! واسه يه پاسكال يغلبي، بلند شيم بريم رودهن!؟ مگه مغزمون رو ...!
راستي حالم زياد خوش نيست. زياد كه چه عرض كنم، اصلا خوش نيست، به عبارتي افتضاحه. حالشو داشتين دعا كنيد، جاي دوري نمي‌ره.
شرمنده
شنبه، ۱۴ آذرماه ۱۳۸۳
اينو نوشتم تا بعدا ها يادم باشه كه امروز چه غلطي كردم!! اي ... شرمندم!
جمعه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۳
- ديروز يهويي چه هوا سرد شد! مخصوصا رودهن! بعد ما توي اون سرما امتحان اكسس ( سيستم‌هاي تجاري ) داشتيم! البته بچه‌ها امتحان رو گرم كردند ( از اون لحاظ! ) استادمون هم كه جناب مُكفي هستند و بسي مهربان!
- ديشب كه رفتم، شب پنجمش بود. هفت، هشت روز ديگه مونده! ولي باز خوبه زود مي‌گذره ( اين فقط واسه خودم بود )
- فك كنم هفته ديگه هم امتحان تربيت‌بدني داشته باشيم، استادش مي‌گه بايد براي نمره كامل، 10 تا بارفيكس، 30 تا شنا، 20 دقيقه دويدن استقامت، 50 تا درازنشست در دقيقه، و پرش جفت به ميزان 2.70 (حدودا) انجام بديم! يكي نيست بگه من اگه مي‌تونستم 10 تا بارفيكس برم كه مي‌رفتم المپيك! نمي‌اومدم رودهن كه!!