بازگشت به صفحه اصلی
بازگشت به صفحه اصلی
لینک دونی
نرم افزارهای رایگان
 Quick Media Converter 3.6.0 : برنامه ایی رایگان و البته با حجمی در حدود 25 مگ برای تبدیل فرمت های مختلف صوتی و تصویری به همدیگر! (جدید)

 Windows 7 Replacement 1 : با کمک این ابزار سه و خورده ایی مگی و رایگان می توانید با ویندوز ایکس پی تان سری به دنیای ویندوز جدید مایکروسافت (ویندوز 7) بزنید! (البته شما باید Vista ransformation Pack v6 or v8 را بر روی سیستم خود نصب کرده باشید) (جدید)

 Barcode Maker 2.6 : یک برنامه رایگان و کم حجم برای ساختن بارکد. (جدید)

 PlaniFeines 01 : یک برنامه رایگان برای سر و سامان دادن به کارهای شما. توضیحات بیشتر را در صفحه انگلیسی مربوط به این برنامه مطالعه کنید. (جدید)

 R-Linux Free Recovery 3.0 : یک برنامه رایگان برای فایل ریکاوری (بازگرداندن فایل‌های پاک شده) در سیستم فایل Ext2FS/Ext3FS در سیستم عامل لینوکس و یونیکس. (جدید)

 DeskClock Analog : یک ساعت آنالوگ حدودا نیم مگی برای کامپیوتر شما.

 PhonerLite 1.52 : یک برنامه رایگان و حدودا 3 مگی برای استفاده در تلفن اینترنتی (VoIP). اطلاعات دقیق تر و کامل تر را در صفحه انگلیسی مربوط به این برنامه مطالعه کنید.

 pcBaseline 1.0.3 : توضیح فارسی برای این برنامه هنوز ارائه نشده است. در صورت تمایل به صفحه انگلیسی مربوط به برنامه مراجعه کنید.

 Free DVD Burner 3.0 : یک برنامه رایگان و حدودا دو مگابایتی برای رایت کردن انواع فایل‌ها بر روی CD یا DVD.

 Free DVD ISO Maker 1.2 : یک برنامه رایگان و 1.64 مگابایتی برای تبدیل یک DVD به یک فایل ایمیج (یک فایل ISO).

سه شنبه، ۲۱ آبانماه ۱۳۸۷
ای راهب کلیسا، کمتر بزن به ناقوس!
ای راهب کلیسا، کمتر بزن به ناقوس
خاموش کن صدا را، نقاره می زند طوس

***

آیا مسیح ایران، کم داده مرده را جان؟
بردار جان خود را، با ما بیا به پابوس
آرشیو روزنوشت
شنبه، ۲۷ اردیبهشتماه ۱۳۸۲
جاتون خالی ، خیلی خوش گذشت ... جشن تولد جارچی رو می گم ! بودن در جمع این دوستان عزیز ، برای من یک افتخار بزرگ بود ! ترتیب اصلا مهم نیست ؛ (این گزارش تخیلی است هرگونه شباهت نام یا شخصیت تصادفی است:-)
کشکول : در مدت رسیدن به سفرخانه و توی اون سربالایی مهیب کیف سنگین ایشون رو که فکر کنم دو سه تا لب تاب توش بود رو منه بدبخت حمل کردم (ابن هم برای خودش افتخاریه) ... در ضمن سالک جان کافه گلاسه یکی دیگه رو هم نوش جان کرد ، بیش از 15 فنجان چایی خورد !
کوچه رند : سعید خان وظیفه پخش چای رو توی مجلش بر عهده داشت ، در ضمن یه بار هم یک چشمک نثار من کرد ! توضیحش بماند ....
حاج آقا : علیرضا چون شمع نخریده بود به نظر خودش جی کی در وکرده بود ( حالا جی کی چیه ؛ هم بماند ! ) ... مسئول پخش هدایای تولد به حاضرین نیز بود ( + هزار تا مسئولیت دیگه ) .
آسمان هفتم : آسمان عزیز در اون مجلس تمام و کمال معنوی !!! به فکر امور دنیوی و پول و از این حرف ها بودن (شوخی درکردم)... ما اخر نفهمیدیم 12 تومان سالک رو بهش پس داد یا نه ؟
خاتون : خاتون هم با مینا طوری اخت شده بود که انگار 100 ساله هم رو می شناسن .... برای یک بار تونست خودش را کنترل کنه ( در واقع صحبتش رو :-) .. قرار بود ایشون چایی پخش کنن ولی کنسل شد .
عروسک کوکی: انتهاری آرتیست بازی تو رانندگی ... در ضم کلی هم اطلاعات کامپیوتریشون بالاست من یکی که خیلی فیض برم ... راستی مینا جان مقصدتون کجاست :-)
مژگان بانو : از دیدشون خیلی خوشحال و مشعوف (!!) شدم .. دو تا شعر خوندن که من هنوز تو کفشون هستم :-O شعر اولی خیلی باحال بود ... در ضمن وبلاگ نیمه تعطیل ایشون ! دوباره راه افتاده و رونق گرفته .
بچه محل : دکتر گفت دلشون می خواهد که من هم کیک رو ببرم و من بریدم .. حدودا 10 فنجام بیشتر از سالک چایی خورد راستی یه چیز های هم کشیدند ! .... در ضمن گفتند اگه دو سه هفته تو چین بمونید به غذا خوردن با چوب عادت می کنید (
یه چیز جالب
: یکی از بچه ها از دکتر پرسید که آقای .... رو می شناسی ؟ یه ایرانیه تو چین !! بابا یکی نیست بگه چین بیش از یک میلیار د جمعیت داره . این دکتر ما که نباید همه شون رو بشناسه : تصور کنید یکی این سوال رو از یکی دیگه بپرسه ! من که منفجر شدم ...
دنیای کارتون و کاریکاتور :عباس جوری با محمد اخت شده بودند که گویی بیش از چندین قرنه با همند ! در ضمن قرار شد از بچه ها کاریکاتور بکشن ...از اول تا آخر جلسه بند کرده بود به این که جارچی ... بشه ، یه بند به سالک پیله می کرد که این قضیه رو مطرح کنه !
مسافر کوچولو : یه سوتی عظمی داد ، یهو بعد از کلی وقت عباس شهریاری رو شناخت .. می گفت : می گفتم چقدر قیافتون برام آشناست ! :-) بعدا معلوم شد این ها قبلا در ضیافت ناهار جارچی هم بودن ولی یه خورده هم رو دیربه جا آوردن ! به غیر از این ، دیگه حرفی نزدند !
دارچین : خوشگله ، عزیز دلم ، عزیز و ... تکیه کلاشم بود! یه بند این ها رو می گفت ... در ضمن هی با رفیقش اس ام اس باز ی می کرد ! با این موبایلش یه بند از ملت عکس می گرفت ....
داریوش آگاه : بنده خدا خوابش می اومد ! یکی نیست بگه دیشب مگه چی کار می کردی که نتونستی بخوابی :-)
مکاشفه : فقط گوش می کردن ! ( ناقلا شما که گفتین وبلاگتون رو نمی نویسین و تعطیله ! ولی الان که من می ببینم مثل فرفره دارین وبلاگ در وکنید ! )
ساده دل : یک شعر خیلی قشنگ در کردن ! از دیدار با ایشون هم خیلی حال کردم ...
محسن : ماشالله بزنیم به تخته خوب می خوره ، به علت امکان شکسته شدن تخت روی تخت
نیومد !
سوتی خودم : حالا که کار به اینجا رسید بذارین سوتی خودم رو هم براتون بگم ؛ توی مسیر رسیدن به سفرخانه بچه ها از همدیگر ادرس وبلاگ هاشون رو می پرسیدن ! یکی می گفت رو بلاگ اسپات یکی می گفت پرشین بلاگ ! وقتی از من پرسیدن ، به علت جو گرفتگی گفتم : من رو خودمم !
=----=----=----=----=----=----=----=----=----=----=

یه چیز عجیب : کامپیوتر من خیلی ببخشیدا ! سگ جونه . به مدت دو سه روز فن سی پی یو و فن کارت گرافیک کامپیوتر من سوخته بود ! ولی اینقدر این پسر خوبه و حجب و حیا داره که اصلا صداش در نمی یومد ! حالا من تو کفم که چرا این سی پی یو و کارت گرافیک من نسوخته ! به هر حال خدا پدر و مادر علتش رو بیامرزه ما رو تو خرج ننداخت ... تصور کنید یک سی پی یو بدون فن به مدت 10 ساعت مدام کار کنه ! ... خدا را شکر ...در ضمن یه لیست توپ برنامه رو هم به زودی می ذارم ... فعلا !

تعداد بازدید (5510 مرتبه) . لینک ثابت
58717f2b9c2266ac486091ff9d0f140e